|
متن كيفرخواست متهمان كودتاي مخملي/3
اسناد خيانت حزب مشاركت به مردم و جمهوري اسلامي
معاون دادستان تهران ادامه كيفرخواست عمومي متهمان چهارمين جلسه دادگاه را قرائت كرد.
به گزارش رجانيوز، در ادامه اين كيفرخواست آمده است:
آقاي صفايي فراهاني عضو ديگر مركزيت حزب مشاركت و معاون دبير كل حزب در جواب همين سؤال مي گويد: "من عنصر سياسي نيستم و اطلاعات سياسي من حتي از متوسط هم ضعيف تر است. تخصص من امور اقتصادي است، اين متن را به اعتماد ديگران امضا كردم".
ايشان در ادامه مراحل تحقيق نسبت به برخي از مفاد اسناد حزبي كه خود آن را امضاء كرده است، ميگويد: "اگر اين متن درست تايپ شده باشد، از اساس با آن مخالفم" و در جاي ديگر مي گويد: "معني اين قسمت را نمي دانم و خودم هم وقتي اين متن را در بازداشت قرائت كردم، مراد از قوانين موضوعه را متوجه نشدم". آقاي صفايي فراهاني سپس در پاسخ به سؤال علل و ريشه هاي انحراف حزب اين موارد را بر مي شمارد:
1. مطالعه كتب، مقالات درون سايت ها و استماع بحث هايي كه از طريق شبكه هاي ماهواره اي پخش ميشود.
2. هزينه ساليانه ميليون ها دلار براي فعاليت هاي تبليغي توسط كشورهايي مثل امريكا، انگليس، هلند و...
3. احداث شبكه هاي فارسي راديويي و تلويزيوني كشورهاي فوق(بيش از سي شبكه) و بهره گيري از آن
4. ارائه اسناد مجعول و بهره گيري از افرادي كه قبلاً در ايران بودند، مثل، سازگارا، گنجي و... دراين شبكهها و سعي آنان در وارونه جلوه دادن ماهيت نظام.
5. عدم برنامه ريزي مناسب در كشور به منظور خنثي كردن اقدامات شبكه هاي خارجي از طريق ارائه بحث هايي كه جاذبه داشته باشد.
6. تحصيل افراد در خارج از كشور و ارتباط اين افراد،پس از تحصيل با اساتيد خود و دسترسي به جزوات ارزيابي جديد آنان از شرايط كشور ما و متعاقب آن تاثيرپذيري.
7. عدم اقناع افراد از اطلاعات و اخبار داخل كشور
8. تماس و مراوده با اساتيد خارج از كشور و دريافت گزارشهاي اينترنتي دانشگاههاي معتبر كه بعضي از آنها براي بعضي از كشورها مثل ايران صفحه مخصوص ايجاد مي كنند و آخرين تحليل هاي خود را روي شبكه اينترنت مي گذارند و براي كساني كه به زبان انگليسي تسلط دارند، مي تواند خيلي تاثيرگذار باشد چون مأخذ يك دانشگاه معتبر است و نويسنده و تحليل گر يك فرد شناخته شده در سطح بين الملل،مضاف برآنكه اين تحليل ها مثل كتاب طولاني نيست و يك تجزيه و تحليل دو يا سه صفحه اي است كه به ظاهر تحليل دانشگاه است ولي مي تواند سير فكري افراد را كامل تغيير دهد.
آقاي رمضانزاده قائم مقام حزب مشاركت در اين زمينه ضمن ابراز برائت نسبت به بخشهاي مهمي از مفاد سند راهبردي حزب، در مورد بعضي بخشهاي سند مذكور اعلام مي دارد: "اين نظريه بهنظر من كاملاً غلط است" و در جاهاي متعدد در واكنش به اسناد حزب مشاركت مي گويد: "چنين تحليل هايي خلاف مرامنامه و بيانيه مؤسسان حزب است" و در جاي ديگر با قرائت متن سند حزب با ناباوري مينويسد: "من اين تحليل حزب را قبول ندارم". نامبرده در جاي ديگري مي نويسد: "اين تخلف صريح حزبي است و غيرقابل پذيرش و فاقد وجاهت است" در واكنش به بخش ديگر از سند حزب مشاركت، آقاي رمضانزاده چنين مي نويسد: "اين تحليل بسيار مغشوش، ناچسب و غيرمنطبق بر واقعيت است."
آقاي امينزاده كه بهواسطهي اشتغال در سمت هايي كه مباين با عضويت در احزاب و گروههاست و از حزب استعفا داده است، ولي عملاً درهستهي مركزي نظريه پردازي كاملاً فعال بوده است، ضمن اعلام برائت از بخشهاي عمده اي از مفاد سند راهبردي حزب مشاركت و اظهار بي اطلاعي در پاسخ به اين سؤال كه گفته مي شود بخشهايي از اين سند توسط شما تنظيم شده$ در بازجويي هاي خودش آورده است:
"جزوه حاضر جزوه بسيار بدي است. مطالب در بخشهاي اول با عباراتي بد و حساسيت آفرين، بدون رعايت حدود و شئونات و گاه با لحن و بياني گزنده و ناشايست نوشته شده است. بهنظر من نويسندگان اين حتي قادر نبودند چنين محتوايي را در مطبوعات منتشر نمايند. لذا بسيار عجيب است كه آن را بهعنوان جزوه استراتژيك يك حزب قابل قبول دانسته اند در حالي كه به باور من حتماً يك حزب براي ادبيات چنين جزوه اي كه قرار است مواضع رسمي حزب تلقي شود، بايد دقت و رعايتهاي خيلي بيشتر از يك مقاله مطبوعاتي در نگارش آن اعمال مي كرد.". "من واقعاً متاسفم كه نوشته هاي اينجانب كه معمولاً با رعايت نوشته ميشود، در كنار چنين مطالب و عباراتي قرار گرفته و بخشي از متني است كه بهدليل همين بيتوجهيها متني كاملاً حساسيت برانگيز و مسئله آفرين شده است."
آقاي امينزاده در بخش ديگري چنين مي نويسد:
"به عقيده اينجانب اين شيوه عمل و تحليل و بي دقتي هايي كه در اين جزوه نمود پيدا كرده است، عملاً سوء تفاهم ها ميان احزاب و مسئولين نظام را افزايش مي دهد"، "چيزي كه نه تنها راهكاري براي آينده حزب پيش رو نگذاشته بلكه باعث دشوارتر شدن شرايط فعاليت هاي آتي حزب هم مي شود".
رياست محترم دادگاه
پرواضح است حزبي كه راهبردش كه با صرف وقت طولاني و همفكري اعضاي مركزي و متفكران آن حزب تدوين شده، سراسر انحراف است، به حدي كه وفادارترين اعضاي مركزيت آن هم نسبت به محتواي آن اينگونه قضاوت ميكنند و صادقانه اين انحرافات شديد را رد ميكنند، چنين حزبي صلاحيت هاي خود را براي ادامه فعاليت از دست ميدهد. بهويژه آنكه با به جريان انداختن وعملياتي كردن اين راهبرد در حوادث اخير، خسارات زيادي به كشور وارد كرده و متأسفانه اسناد و بيانيه هاي زيادي بر اساس همين تفكر صادر كرد كه در نتيجه مشكلات فراوان سياسي و امنيتي ايجاد نموده است.
يكي از اسناد مكشوفه از حزب مشاركت كه مبناي اقدامات خلاف حزب مشاركت در حوادث اخير بوده وتحت عنوان "سند تأملات راهبردي" منتشر و پس از تأييد در شوراي مركزي در كنگره يازدهم حزب نيز مصوب شده، حاوي عبارات و مفاهيمي ننگ آور و ضد ملي و ضد اسلامي است كه بعيد ميدانم از زمان تأسيس احزاب قانوني در ايران تاكنون هيچ حزب قانوني چنين انحراف فاحش را در اسناد رسمي خود داشته باشد.
محتواي اين سند كه با حضور اعضاي مركزيت و برخي مشاوران نظريه پرداز حزب طي جلساتي مستمر تنظيم و تدوين شده، به اندازه اي منحرف و مجرمانه است كه تبيين انحرافات و تعارضات آن با اسلام، قانون اساسي، قوانين موضوعه و ارزشهاي ملت ريشه ايران از حوصله اين دادگاه خارج بوده و فرصتي مستقل مي طلبد.
در اينجا با اجازه ي رياست محترم دادگاه، درحدي كه براي استناد درخواست تقديمي، لازم است چند جمله اي را به استحضار مي رساند.
پيش نويس اين سند كه به امضاء تعدادي از اعضا رسيده است و مفاد آن بسيار زشت و حاوي عباراتي ننگ آور مي باشد، در پرونده موجود است. اما از آنجا كه اين سند پيش نويس مورد تأييد كل اعضاء قرار نگرفته، در چارچوب پرونده مربوطه وافرادي كه در تنظيم پيش نويس آن مشاركت داشته اند، بهاستحضار دادگاه محترم خواهد رسيد.
هر چند اصل تفكر سانسور نشدهي حزب مشاركت همان محتوايي است كه در پيش نويس آمده است و متن نهايي مصوب كنگره چندين بار تعديل شده تا از لحاظ حقوقي و هضم و پذيرش ساير اعضاء بامشكل مواجه نشود لكن به جهت رعايت جوانب حقوقي به قدر كفايت براي درخواست انحلال اين حزب صرفاً به عباراتي كوتاه از سند نهايي بسنده مي كنيم:
1. در بند الف 1 اين سند در تحريف آشكار تاريخي، انقلاب اسلامي ايران را انقلاب ايران و بر خلاف نص قانون اساسي و در مقابل نقض آشكار با نظرات امام خميني(ره) و ملت ايران كه براي تحقق يك انقلاب مكتبي دهها هزار شهيد تقديم نموده اند، انقلاب جمهوريت در سازگاري با ارزشهاي ديني و نه انقلاب اسلامي معرفي مي كند.
2. در چند سطر بعد، با تقبيح احترام نظام به آراء عموم مردم و در مخالفت به احترام به آراء عموم ملت در مقابل آراء خواص و احزاب قدرت طلب، اين احترام نظام به مردم كه مرام امير المومنين(ع) و سيره عملي امام خميني(ره) بوده است را "تقدس بخشيدن به عامه مردم در مقابل نهادهاي مدني" مي خواند و با اهانت به آگاهي مردم شريف ايران حضور آنان در صحنه را "مشاركت توده وار و بسيج شده از بالا" نام مي گذارد و مدعي مي شود كه پس از ارتحال امام خميني(ره) "اندك سالاري" يا حاكميت اقليت بر اكثريت حاكم شده است و با كاربرد عبارت "يكه سالاري" مدعي مي شود كه كشور در حال سير از "اندك سالاري" به "يكه سالاري" است.
3. در سراسر اسناد حزب، ضمن تصريح به عدم وجود مردم سالاري در ايران، موضوع گذار به دمكراسي مطرح است و شرايطي را كه براي حركت از يك نظام ديكتاتوري به نظام دمكراسي بايد طي شود، مرحله بندي و پيشنهاد مي نمايد.
4.در بند الف 2 از همين سند، حاكميت ايران را توتاليتر، اقتدارگراي نظامي و سلطاني معرفي كرده و با قدري ارفاق به بخشي از جريان حاكميت ايران به آن عنوان "ديكتاتوري ليبرال" داده است. كه كاربرد چنين نسبت هايي به نظام بر آمده از خون ده ها هزار شهيد و صدها هزار جانباز و مسئولاني كه با رأي بالاي مردم و با مشاركت هاي بي سابقه در جهان، بطور مستقيم و غير مستقيم انتخابات گرديدهاند، ظالمانه مي باشد.
5. حزب استراتژي خود را در بند الف 2 در سه مرحله مطرح مي كند:
*كوتاه مدت: مقابله با ساختار حقيقي (مسئولان موجود كشور و در دست گرفتن قدرت تحت عنوان گذار به مردم سالاري بيشتر.
* ميان مدت، تغيير ساختار حقوقي (قانون اساسي)
* بلند مدت: مردم سالاري تمام عيار كه منظور آنها حذف دين از مالكيت كشور است.
آقاي رمضانزاده قائم مقام حزب مشاركت در بازجويي خود در خصوص منظور از مردم سالاري تمام عيار مورد نظر حزب چنين مي نويسد: "من از مردمسالاري تمام عيار آن چيزي كه مي فهمم دمكراسي بي قيد و شرط و يا حتي غيرديني است.
6. در بند الف 4 اين سند حزب مشاركت گام اول مبارزهي خود را ايجاد يك بخش مردم سالار در درون حاكميت ميخواند. صرفنظر از جفاي بزرگ اين حزب در كاربرد اين عبارت كه به معني عدم وجود حتي يك بخش مردم سالار در درون حكومت در شرايط فعلي است، موضع بدترازآن اين است كه رسيدن به امكان حضور مردمسالاران در بخشي از حكومت را مستلزم دگرگوني ارزشي و ايدئولوژيك نظام و يا يك اتفاق پيش بيني نشده مي داند.
رياست محترم دادگاه
استدعا دارم به عين عبارت توجه فرمائيد:
"الزامات گام اول: ايجاد يك بخش مردمسالار در درون حاكميت ممكن است در نتيجه فرآيند طولاني دگرگوني ارزشي و ايدئولوژيك و يا يك اتفاق پيش بيني نشده حاصل گردد. اما تداوم آن مستلزم تحقق پيش شرط هاي زير است ":
* عدم التزام به قانون اساسي و ترويج حاكميت دوگانه در اسناد رسمي (حاكميت دو گانه)
*حزب مشاركت كه در اسناد و جلسات رسمي خود حاكميت جمهوري اسلامي ايران به دو بخش دمكراتيك و غيردمكراتيك تقسيم مي كند، صرفنظر از انحرافي بودن اين نظريه كه حاكي از عدم اعتقاد و عدم التزام اين حزب به قانون اساسي است. اين موضوع كه حزب موفقيت خود در پيشبرد اهداف را نهادينه كردن اختلاف در نظام مي داند و بر خلاف دستورات الهي و اسلامي و در تقابل صريح با سيره امام (ره) است كه هميشه بر وحدت تاكيد داشتند.
* طراحي اختلاف و تفرقه افكني ميان اجزاء مختلف نظام
حزب اعتقاد خود در مورد راه پيشرفت مردمسالاري را در بند 1 الزامات گام اول راهبردي اينگونه بيان مي كند:
تداوم حضور يك بخش مردمسالار در درون حاكميت مشروط به اين است كه: "تفاوت معناداري از نظر مواضع و ارزشهاي ميان اين بخش (از حاكميت) با بخش غير دمكراتيك حاكميت وجود داشته باشد."
به عبارت ديگر، حزب پيشرفت خود را مستلزم وجود اختلاف و آنهم نه اختلاف سليقه بلكه اختلاف در ارزشها و مباني ميان اركان نظام مي داند.
* ايده پردازي خشونت و درگيري دائمي ميان مردم و نظام(فشار توده اي)
حزب مشاركت بهجاي وحدت مورد نظر امام خميني(ره) تفرقه را ترويج مي كند و به اختلافات اساسي بين بخشهاي مختلف حاكميت نيز اكتفا نكرده و شرط ديگر تداوم حضور خود در حاكميت را رو در رو قراردادن مردم با اركان نظام و رويارويي خياباني مردم با نظام مي داند عين عبارت سند حزبي اين است:
"بخش مردمسالار حاكميت در بهره گيري از فشارهاي توده اي براي رسيدن به سازش استقلال عمل قابل ملاحظهاي پيدا كند".
و اين همان تئوري است كه به اجرا گذاشتن آن آشوب هاي خياباني و خساراتي را كه پس از انتخابات شاهد آن بوديم، بهدنبال داشت. حوادث 18 تير 1378 و تحصن مجلس سال 1382و درگيريهاي فراوان ديگر در دوره دولت هم پيمان اين حزب، ريشه در همين تفكر داشت.
بديهي است حزبي كه اختلاف مباني اركان نظام و درگير كردن مردم با نظام را تئوريزه مي كند و رسماً در سند حزبي خود آن را مكتوب مي نمايد و بهجاي نظريات وحدت بخش امام خميني(ره) نظريه انگليسي تفرقه بيانداز و حكومت كن را سر مشق راهبرد خود قرار مي دهد، استمرار وجود و فعاليت آن حزب هميشه منشأ درگيريها، ناآراميها وتلخكامي ها براي ملت ايران و موجب خشنودي استعمارگران و دشمنان قسم خورده ملت ايران خواهد بود.
رياست محترم دادگاه
آنچه به استحضار رسيد، اگرچه براي تصميم گيري در مورد توقف فعاليت اين حزب كافي بهنظر ميرسد لكن اجازه ميخواهم دراين فرصت به چند مورد ديگر كه در روشن شدن ماهيت انحرافي اين حزب براي دادگاه محترم مفيد خواهد بود اشاره مختصري داشته باشم.
* تئوريزه كردن خيانت به ملت ايران
حزب مشاركت در يك اقدام عجيب و باورنكردني، موضع رسمي استراتژيك خود را كه هيچ عنواني جز خيانت به ميهن عزيزمان ايران و باز كردن راه براي نفوذ و تسلط بيگانگان به آن نمي توان داد، در بند 4 الزامات گام اول راهبرد اينگونه مكتوب مي كند تا لكه ننگ ابدي براي همه كساني باشد كه به چنين نگرشي روي آورده اند.
"4- بخش مردمسالار حاكميت بتواند از بحرانهايي كه كل سيستم را تهديد مي كند، به نفع تثبيت مردمسالاري و چانهزني بيشتر استفاده نمايد."
در طول تاريخ، آنچه در هنجارهاي حزبي و سياسي در اغلب كشورهاي جهان حاكم بوده و هست، هنجار غالب اين است كه هر گاه تماميت نظام سياسي كشور تهديد مي شود، يعني شرايط جنگ و تجاوز بيگانگان، تهديدات و تحريم هاي سنگين خارجي، حوادث و بلاياي سنگين طبيعي، كودتا و نظاير آن، احزاب مخالف و حتي معارض با يكديگر متحد ميشوند و اختلافات را كنار مي گذارند و وحدت ملي را حفظ مي كنند تا بحران رد شود و اختلافات را به شرايط بعد از بحران وا مي گذارند.
اين نه تنها يك هنجار سياسي، بلكه يك واكنش طبيعي انساني و فطري در هر انسان با وجدان است. هر گاه كانون خانوادهاي تهديد شود و مورد تجاوزي واقع شود، اعضاي يك خانواده اختلاف را كنار مي گذارند و دعواي خودرا به بعد بحران محول مي كنند.
ولي حزب مشاركت معتقد است حتي وقتي در مسند قدرت باشد و بخشي از حكومت را در اختيار داشته باشد هم بايد از فرصت تهديدات خارجي عليه نظام براي حل مشكلات خود با بخش ديگر حاكميت بهره گيرد. چه رسد به اينكه حزب درقدرت نباشد كه در اين صورت واي به حال ملت و ميهن. هر چند اغلب افراد مركزيت حزب مشاركت از چنين عبارتي كه در استراتژي حزب آمده است، كتباً اظهار برائت كرده اند اما متأسفانه اين نظريه خيانت آميز صرفاً يك مفهوم نظري روي كاغذ نيست بلكه بارها توسط حزب به مرحله اجرا گذاشته شده است. آنچه در پي انتخابات رخ داد تنها يك نمونه كوچك از اجرايي شدن اين نظريه است.
رياست محترم دادگاه حضار گرامي
در جريان بحران هستهاي و فشارهاي سنگين و تحريم هاي كشورهاي سلطه گر و نهادهاي استعماري بين المللي كه همگي براي ايجاد بحران عليه ايران متحد شده بودند و مردم ايران يكپارچه شعار مي دادند انرژي هستهاي حق مسلم ماست و حفظ وحدت كلمه احزاب و گروهها دراين مورد بهگونه اي تحسين برانگيز طمع بيگانگان به هر گونه شكاف داخلي را بهكلي قطع كرده بود و حتي بعضي از احزاب رسماً برانداز و ضد انقلاب نيز براي جلب افكار عمومي و اثبات ايراني بودن خودشان با اين شعار ملت ايران همراهي مي كردند، تنها حزب مشاركت بود كه ساز مخالف مي زد و در صدد بود تا راهي براي نفوذ دشمنان سلطه گر باز كند و فضا را براي محروم شدن ملت ايران از حق مسلم انرژي هستهاي و به هدف رسيدن سلطه گران اجنبي باز كند تا شايد از طريق اين فشار، امتيازي از نظام بگيرد يا در قبال اين خوش خدمتي از بيگانگان جايزه اي دريافت كند.
هنگامي كه مردم ايران با عزم ملي و حمايت از سياست خارجي مبتني بر اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي، حق مسلم و مشروع خود را پيگيري مي كردند و نظام سلطه و بازيگران سلطه گر از اين اتحاد و انسجام ملي سخت به وحشت افتادند و با بازي نمايشي اجماع عليه ايران و لبه پرتگاه جنگ سعي نمودند ملت ايران را از اهداف خود منحرف سازند، در اين ميان حزب مشاركت به مثابه پايگاه تكرار كننده امواج جنگ رواني نظام سلطه عليه ملت ايران، همگام و همصدا با آنان، اين روند را تشديد كرد.
همنوايي حزب مشاركت با دشمن، سخنراني ها، جلسات و رد و بدل كردن پيامهاي اين حزب در آن شرايط خطير از مردم پنهان نيست، لكن براي يادآوري و استناد دادگاه نمونه اي از آنرا باستحضار مي رسانم:
در مورخ 27 اسفند 1384 در شرايطي كه مردم هر روز براي انرژي هستهاي تظاهرات مي كردند، حزب مشاركت با تخطئه اين تظاهرات مردمي در بيانيه اي اذعان مي دارد:
"ما براي آينده كشور شديداً بيمناك هستيم و خطر را جدي تر از آن مي دانيم كه با تبليغات و استفاده از عرق ملي و تهيج احساسات پاك وطن دوستي بتوان بر آن فائق شد".
در شرايطي كه دشمن با چماق تهديد و زبان زور و تخريب سعي مي كرد نظام جمهوري اسلامي را از دنبال كردن خواسته به حق خود در موضوع هستهاي منصرف سازد، اين حزب نيز همنوا با دشمنان زورگو خواستار انفعال ايران در برابر سلطه گران بين المللي گرديد.
حزب مشاركت در بيانيه مذكور، دستيابي به انرژي هستهاي در ايران را آرزويي غير قابل تحقق مي داند و تصريح ميكند: "نگراني ما را بر آن مي دارد تا مسئولين كشور خود را بخواهيم تا بيش از آنكه به آرمان گرايي هاي غير قابل تحقق بيانديشند به فكر چاره اي براي رفع آلام باشند".
واضح است كه اين حزب قبل از آنكه نگران سرنوشت كشور و منافع ملي باشد، نگران به خطر افتادن منافع قدرتهاي استكباري است كه اين چنين با دشمن همراه و همگام مي گردد تا مانع از دستيابي نظام و مردم به اهداف ملي و حق مسلم خود شود.
حزب مشاركت در بيانيه موصوف پيش بيني كرده بود كه در صورت تداوم روند فعلي بهزودي شاهد آن خواهيم بود كه توقف دائمي فعاليت هاي هستهاي حتي در مقياس كوچك بين المللي بر كشور تحميل خواهد شد، خواستار تسليم در برابر زياده خواهي قدرتهاي سلطه گر مي گردد.
اين در حالي است كه استقامت و پايداري دولت و هوشياري مردم پيش بيني هاي مرعوب كننده اين حزب و تحليل هاي غلط آنان را به درستي آشكار و ماهيت وابسته آن را نمايان ساخت.
مواضع ضد ملي و ضد مردمي اين حزب در مسئله انرژي هستهاي تا جايي بالا مي گيرد كه دبير كل آن آقاي محسن ميردامادي كه رئيس وقت كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ششم نيز بوده، خواستار تسليم سريع ايران در مقابل غرب مي شود و در سخناني كه در مطبوعات مهرماه 82 درج شد ابراز مي دارد:
"شرايط بين المللي در حال حاضربهگونه اي است كه اگر ما آن را نپذيريم فشارهاي بين المللي بر ما بطور جدي افزايش مي يابد".
درخواست كولايي براي امضاي بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي
عضو ديگر مركزيت حزب مشاركت خانم الهه كولايي در... شهريور ماه 82 طي مقاله اي در روزنامه شرق تسليم به خواسته سلطه گران بين الملل مبني بر امضاي بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي را خواستار مي شود و آنرا زمينه ساز ادامه فرايند اصلاحات درداخل به مفهوم دمكراتيزه كردن اقتصاد، سياست و اجتماع مي خواند "كه اين تعبير نامبرده دقيقاً عينيت دادن به نظريه خيانت بار مكتوب شده در سند راهبرد حزب است.
اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هستهاي
اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هستهاي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه امريكا و رژيم صهيونيستي مستأصل از برخورد با ايران هستهاي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده ميديدند، شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده، تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر امريكايي عليه ايران هموار سازد بخش كوچكي از اظهارات شرم آور نامبرده به اين شرح است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدرك و مستندات از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند، پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هستهاي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار ميگيرد. آن روز كه سايت عظيم 50 هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد، نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي 19 سال دروغ گفت".
پيش از آن نيز درهمين راستا؛ حزب مشاركت پس از تصويب قطعنامه هاي شوراي حكام و آژانس، عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با انتشار بيانيه هايي رسماً مواضع ضد امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران را اتخاذ نموده بود و در بيانيه اي ضمن اينكه خواستار عمل به مفاد قطعنامه و پذيرش بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي از سوي ايران گرديد. به گونه اي اظهار نظر كرده بود كه گويي اتهامزني غرب مبني بر تلاش ايران براي دستيابي به سلاح اتمي واقعيت دارد. اين مواضع كه در روزنامه شرق مورخ 17/2/82 اعلام شد، جهت استحضار دادگاه محترم به اين شرح قرائت مي شود:
"حزب مشاركت ضمن آنكه استفاده صلح آميز از دانش و فناوري هستهاي را حق به رسميت شناخته جهاني براي ايران مي داند از نگاه برخي افراد، گروهها و نهادها به استراتژي بازدارندگي انتقاد مي كند و آن را كاملاً در تضاد با مولفه هاي امنيت ملي كشور مي داند و در عين حال بازدارندگي سياسي را بهترين شيوه دفاعي ايران در مقابله با تهديدات خارجي مي داند".
تضعيف دستگاه ديپلماسي ايران
حزب در ديگر بيانيه هاي صادره از جمله مورخ 26/6/82 به تضعيف دستگاه ديپلماسي ايران پرداخته و ضمن برجستهنمايي شكاف ميان مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران تعيين روند تصميم گيري ها را خواستار مي شود. در ادامه؛ حزب مشاركت طرحي سه فوريتي آماده ساخته تا نظام را به پذيرش قطعنامه شوراي حكام ملزم سازد. مطلبي كه روزنامه شرق مورخ 8/6/82 در گزارش از فراكسيون حزب مشاركت مجلس ششم بخش هايي از آن را فاش ساخت به اين شرح است:
"يكي از محورهاي اصلي اين جلسه به اعتراض اكثريت نمايندگان حاضر در جلسه به فرصت هاي از دست رفته اختصاص داشت... عده زيادي از نمايندگان دوم خردادي معتقدند كه مجلس بايد با تصويب قانون، دولت را ملزم به پذيرش پروتكل الحاقي نمايد".
جناب رئيس؛
اين موضوع كه يكي از وزراي خارجه 3 كشور اروپايي عضو مذاكرات (1+5) در هنگام مذاكره با هيئت ايراني مطرح كرده بود كه؛ "اگر شما هم تن به پذيرش قطعنامه ندهيد، ما خبر داريم كه مجلس شما با يك طرح 3 فوريتي شما را ملزم به چنين كاري خواهد كرد"، مصداق بارزي از اجرا كردن نظريه استراتژيك حزب مبني بر استفاده از بحرانهايي كه كل سيستم سياسي را تهديد مي كند براي تثبيت موقعيت خويش و از مصاديق بارز خيانتهاي انجام شده در حق ملت ايران است.
ابطحي: اصلاح طلبان حاضر به ظالمانه ترين تقاضاهاي غرب بودند
رياست محترم دادگاه:
موضوع دل دادن به حمايت بيگانگان و امتياز دادن به دشمنان ملت ايران براي تسويه حساب هاي داخلي به جفاي حزب مشاركت در موضوع انرژي هستهاي محدود نمي شود.
عملكرد دبير كل حزب مشاركت آقاي محسن ميردامادي در دوره تصدي رياست كميسيون امنيت ملي مجلس ششم نمونه ديگري از اين عملكرد خائنانه است. دراين مورد محمد علي ابطحي رئيس دفتر و معاون پارلماني وقت رئيس جمهور در بازجويي هاي خود چنين مي نويسد:
"بي هويتي اصلاح طلبان در سياست خارجي شاخص ترين وجه و بارزترين خصوصيت آنها بود. از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در برابر غرب فروگذار نمي كردند. غربيها اگر ظالمانه ترين تقاضاها را هم داشتند، حاضر به انجام آن بودند و بدتر اينكه در مواردي پيش بيني مي كردند كه غرب چه خواسته اي مي طلبد، پيشاپيش آنها خود را هماهنگ نشان مي دادند. اوج اين قضايا در مجلس ششم بود.
كميسيون سياست خارجي گويا جزيي از وزرات خارجه غرب بود كه يكسره وزارتخارجه بيبند و بار آن روز را هم مورد ملامت قرار مي داد و بهقول آقاي كروبي كه يكبار مي گفت كه اعضاي كميسيون خارجي مجلس با هر هيئتي كه صحبت مي كنند، در مورد خوبي روابط با امريكا حرف مي زنند، حتي اگر آن كشور خودش ضد امريكايي باشد."
تماس هاي ذليلانه ميردامادي
آقاي محمد علي ابطحي دراين نوشته مي افزايد:
"آقاي احمد عزيزي سفير ايران در آلمان مي گفت در سفر رسمي برخي اعضاء پارلمان ايران كه آقاي ميردامادي رئيس آن بود، به قدري ذليلانه و طوري عليه مسئولان كشور مثل رهبري حرف مي زدند و بحث انتخابي و انتصابي را مطرح مي كردند كه من در نوشتن گزارش جلسه دچار مشكل شده بودم."
انكار واقعيت 30 ساله مردمسالاري در ايران
حزب مشاركت با ناديده گرفتن واقعيت درخشان 30 ساله مردمسالاري در ايران تازه مي خواهد در گام دوم استراتژي خود ظرفيت هاي مناسب براي گذار به مردمسالاري را مشخص كند. در بند 1 گام دوم الزامات آمده است:
"مشخص كردن ظرفيت هاي اين بخش انتخابي حاكميت براي گذار به مردمسالاري و آماده كردن طرحهايي براي تحقق بخشيدن به اين ظرفيت ها"
مخالفت حزب مشاركت با احكام شريعت
رياست محترم دادگاه؛
بخش اعظم آنچه بهعنوان سند استراتژي حزب مشاركت منتشر شده چنان عبارات موهن و بي پايه است كه فرصت پرداختن به آن در اين مجال نيست، اما اجازه مي خواهم عبارت مهم ديگري را كه مي تواند مستند تصميمات دادگاه دراين زمينه باشد باستحضار برسانم. در بند ت 6 راهبرد حزب مشاركت در يك موضع عجيب و ضد ديني آمده است:
"حزب با هميشگي كردن "قوانين موضوعه" به بهانه مبتني بودن آنها بر احكام شريعت مخالف است".
اين موضع حزب مشاركت به شكل آشكار در صدد مخدوش نمودن حاكميت احكام شرع در شئون كشور اسلامي است. مگر جبهه ملي منحله كه در سال 1360 امام (ره) فرمودند: "امروز جبهه ملي مرتد است" ز اين گفته بود؟ همانگونه كه مستحضريد تنها سندي كه امام(ره) براي اعلام ارتداد جبهه ملي به آن استناد نمودند،عبارتي شبيه همين موضع حزب مشاركت بود.
اگر اين عبارت و آنچه در اين مختصر از بخشايي از سند راهبردي حزب مشاركت به آن استناد شد، مقاله اي از يك نفر يا يك سخنراني يا گزارشي در مطبوعات بود، مي شد احتمال داد در شرايط خاص احساسي يا رواني نوشته شده است اما وقتي جمع متفكران يك حزب در يك دورهي طولاني جلسات و مباحثات و با كمك گرفتن همفكران غيرحزبي خود، به چنين جمعبندي سراسر انحرافي رسيده اند و آن را در يك فضاي متعارف به تصويب جمع بزرگ كنگره خود رسانده اند، چه توجيهي مي توان براي آن پيدا كرد؟
عقايد انحرافي حزب مشاركت ريشه آشوب ها
رياست محترم دادگاه؛
ما در صدد مجازات افراد يا گروهها، صرفاً به استناد انحرافات فكري آنان نيستيم و اگر به اين مستندات براي برخورد قانوني اشاره مي كنيم، بدان سبب است كه همين انديشه هاي ناصواب، در ميدان عمل به جريان افتاده و خسارات سنگيني را به ملت ايران وارد كرده و در حقيقت ريشه بسياري از حوادث تلخ سالهاي گذشته و آشوبهاي اخير در كشور همين عقايد انحرافي است.
اسناد درون گروهي حزب مشاركت
متأسفانه اسناد درون گروهي حزب مشاركت واقعيت هاي تلخي را روشن مي سازد. در جلسه كميسيون تدوين استراتژي حزب كه در تاريخ 19 تير ماه 1387 تشكيل گرديد، پس از بيان مدل هاي مختلف براي در دست گرفتن قدرت، آقاي حجاريان با اشاره به مدل "جين شارپ" براي كودتاي مخملي با تاكيد بر فشار از پايين و استفاده توده اي، آن را اينگونه تبيين مي كند:
"اين راه كه يعني جلوي پارك ملت و اينطور جاها شلوغي راه بيفتد و كم كم از اين گوشه و آن گوشه شروع بشود و يك كارگر بشود رهبر برود با رژيم چانه بزند."
آقاي تاج زاده ضمن برشماري مدل هاي در دست گرفتن قدرت در كشور مي گويد:
"راه چهارم هم سلاح امريكاست و انقلاب مخملي كه من موافق راه چهارم هستم، تئوري جين شارپ و براندازي نرم خارجي و اينها هم در همين راه چهارم است"
محمد رضا خاتمي مي گويد:
"در عين اينكه پشتوانه داخلي را حساب مي كنيم، پشتوانه خارجي را هم حساب كنيم"
تاج زاده مي گويد:
"اين همان مدل چهارم است، مدلي كه در برخي از كشورها بهصورت مخملي اتفاق افتاد و دو تا كار مي كنند، يعني اينكه شما در جامعه چطوري NGO بزنيد و دوم اينكه امريكا چه كمكهايي براي گسترش روند دمكراسي خواهد شد".
مير دامادي مي خواست انقلاب مخملي را بومي كند
دبيركل حزب آقاي مير دامادي دراين جلسه مي گويد: "فقط قرار شد انقلاب مخملي را كه مي خواهيم صحبت كنيم آن را بومي كنيم".
متأسفانه اين حزب مرعوب نسبت به امريكا در توهمي است كه انقلاب اسلامي در معرض سقوط توسط امريكاست و اگر دير بجنبد، فرصت حضور در حكومت كودتاي امريكايي را از دست مي دهد.
نتيجه اين تفكرات توهم آلود اين است كه حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از هر فرصتي براي پيشيگرفتن در راه اندازي كودتاي مخملين عليه نظام مردمي جمهوري اسلامي ايران از همه قوا استفاده مي كنند و نمونه آن حوادث تلخ انتخابات اخير است.
|