Auto Forwarding .......

پایگاه خبری تحلیلی روایت اصفهان
صفحه اول کاریکاتور فیلم و کلیپ پیوندها گالری عکس ارتباط با ما آرشيو اخبار
    

                      آمار سایت
   بازديد کنندگان : 831716  
   امروز : 4  
 
                      ایجاد ارتباط

صفحه اصلی > صفحه اول > ثروت‌های بادآورده و تولد حزب جدید در میان گمشده عدالت و آزادي


بازخوانی 10 دور انتخابات ریاست جمهوری/ دور ششم انتخاب مجدد هاشمی
ثروت‌های بادآورده و تولد حزب جدید در میان گمشده عدالت و آزادي

گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: حدود یک ماه به انتخابات ششم ریاست جمهوری مانده بود. رهبر انقلاب در جمع کارگزان و فرهنگیان نکاتی را مورد توجه قرار دادند که بیش از هر چیز بیان کننده قضاوت ایشان در خصوص عملکرد دولت و فضای آن روز کشور بود. ایشان "استقلال" را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «3 نوع استقلال داريم و اين 3 نوع، پشت سر همند. يكى مشكل است؛ دومى از اولى مشكلتر است؛ سومى از همه مشكلتر است! آن‌كه مشكل است و ملت ما آن مشكل را حل كرد و نتيجه‌اش را به‌دست آورد، "استقلال سياسى" است.»

ایشان عدم وابستگی به ابرقدرت ها و نقش مردم در انتخاب مسئولین کشور را نشانه وجود استقلال سیاسی دانستند و بلافاصله "استقلال اقتصادی" و استقلال فرهنگی" را مورد توجه قرار دادند. رهبر انقلاب از دستگاه های علمی خواستند تا به کمک اقتصاد کشور بیایند و افزودند:«دولت تكيه به متفكرين و علمايى كند كه در دانشگاهها هستند و درس مى‌خوانند. خيال هم نكنند كه تحقيق و حرف فلان متفكر اروپايى كه چيزى گفته، هميشه همين است. امروز چيزى مى‌گويند و بيست سال ديگر، ده سال ديگر، پنج سال ديگر، يك نفر عالم ديگر مى‌آيد و آن حرف را باطل مى‌كند و حرف ديگرى مى‌زند. چرا ما عادت كرده‌ايم هر چه غربيها گفتند، بى‌قيد و شرط قبول كنيم و دست روى دست بگذاريم و از آنها گوش كنيم و بپذيريم؟!»

سخنان مقام معظم رهبری در حالی ایراد می شد که به نوعی نهضت ترجمه و کپی برداری از غرب در داخل کشور تحت لوای روشنفکری آغاز شده بود و دولتمردان هم در تئوری های اقتصادی دستورالعمل های نهادهای بین المللی را مورد توجه قرار می دادند.

ایشان در ادامه استقلال فرهنگی را مورد توجه قرار دادند و فرمودند:«مبارزه براى استقلال فرهنگى، از همه‌ى انواع استقلالها سخت‌تر است. من يك وقت گفتم دشمنان "شبيخون فرهنگى" مى‌زنند. اين ادعا راست است و خدا مى‌داند كه راست است. بعضى نمى‌فهمند؛ يعنى صحنه را نمى‌بينند. كسى كه صحنه را مى‌بيند، ملتفت است كه دشمن چه‌كار مى‌كند و مى‌فهمد كه شبيخون است، و چه شبيخونى هم هست!»
رهبر انقلاب همچنین افزودند:«امروز در جبهه‌هاى مختلف، دشمن كار مى‌كند. يك جبهه، جبهه‌ى جوانان ما در مدارس است. اين جوانان عزيز ما دختران و پسران پاكيزه‌ى ما بچه‌هاى همين ملتند. دل پاكيزه، جسم‌پاكيزه و مغز پاكيزه‌ى آنها را با تحريكات شهوانى، با پخش‌كردن عكسهاى مهيج شهوت، با فيلم و ويدئو و نوار و انواع و اقسام خباثتها و رذالتها به جوش مى‌آورند و آنها را به فساد مى‌كشانند. ببينيد اين چه جنايت بزرگى است! اين، يكى از كارهايى است كه مى‌كنند.»(1)

دولت سازندگی در دو حوزه با چالش های جدی مواجه بود. اولین حوزه، عملکرد اقتصادی و نظریه های اقتصادی حاکم بر بدنه دولت بود و حوزه دیگر رویکرد فرهنگی دولت که می توان به نوعی آن را متاثر از همان نظریه های متمایل به لیبرالیسم دانست.

در بعد اول توصیه های بانک جهانی و سازمان بین المللی پول حکمفرما بود و تورم 50 درصدی را هم در پی داشت. در این دوره جمعی از سرمایه داران خارج از کشور به ایران باز گشتند. همان زمان ماهنامه بيان که با مدير مسئولي محتشمي پور منتشر می شد، نوشت: «مسئولين اجرايي كشور كه داعيه پيروي از ديدگاههاي حضرت امام(ره) را دارند، بايد با زيركي و كياست لازم، به منظور حفظ دستاوردهاي انقلاب، با ابزارهاي نو و كهنه سرمايه‌داري غرب مقابله نمايند در غير اين صورت امپرياليزم غرب با هموار نمودن راه بازگشت خود، دستاوردهاي انقلاب را دچار آسيب مي‌كند در سال جديد با برگزاري جلسات و كنفرانس هاي در داخل و خارج ـجهت جلب همكاري افراد فراري ضد انقلاب و شركتهاي خلع يد شده- در حقيقت زنگ خطر به صدا درآمده‌است دعوت از سرمايه داران فراري پس از انقلاب، براي شركت دادن آنها در بازسازي كشور از جمله مواردي است كه مي‌تواند زمينه بسط دخالت سرمايه داري غرب در اداره كشور را فراهم نمايد. زماني كه اجازه ورود و اقامت در كشوري چون آمريكا، فراهم شدن ملزوماتي مانند ارائه سرويس به مدت معين از طرف سازمان جاسوسي آمريكا را ايجاب مي‌كند، ‌بديهي است بازگشت اين عده تداوم فعاليتهاي جاسوسي را تضمين خواهد كرد و البته اگر نتوانند در كودتا و سرنگوني نظام موفقيتي كسب نمايند، با نفوذي كه در زمينه كارشناسي پيدا خواهند كرد، بسط و گسترش فرهنگي غير ديني و تبليغ وابستگي به سرمايه داري غرب را به ارمغان خواهند آورد كه پس از گذشت مدت زمان كوتاهي زمينه حاكميت فرهنگ ضد ديني ايجاد خواهد شد. فارغ از همه تبعات منفي فرهنگي و سياسي كه بازگشت سرمايه داران و فراريان پس از انقلاب خواهد داشت. بايد تأكيد شود كه نقش اين عده در تأمين نيازهاي اقتصادي كشور و رفع مشكلات اقتصادي چندان ناچيز است كه به نظر مي‌رسد عمده كردن ضرورتهاي اقتصادي كشور براي توجيه دعوت از سرمايه داران و فراريان پس از انقلاب، سفسطه‌اي بيش نباشد چرا كه عمق مشكلات و نوع آن از ويژگيهايي برخوردار است كه با اين مقدار و با اين افراد قابل حل و رفع نخواهد بود.»(2)

در عین حال در حوزه فرهنگی هم همان رویکرد لیبرال با حضور سید محمد خاتمی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دنبال می شد. شکست برخی چارچوب ها و زیر پا گذاشتن منطقه های ممنوعه در سایه بی بند و باری ای رقم خورد که آزادی لقب داشت. آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه سال 69 به همین مسئله اشاره کرد. او گفت: «حركت خزنده‌اي به نام هنر به راه افتاده و چهره‌هاي منفور و كثيفي كه از ابتداي پيروزي انقلاب به كلي منزوي شده بودند و به خارج رفته بودند يا در داخل گوشه نشين بودند، حالا دارند مطرح مي‌شوند يا در جرايد يا در جشنواره‌ها يا در ساير فعاليتهاي هنري و اين يكي از مراكز آسيب است...اگر قرار باشد آن كساني كه در گذشته فعال بودند، حال در صحنه هنر ظاهر شوند و چهره‌هايشان مطرح شود، معلوم است كه چه نتيجه‌اي دارد. از اينها نمي‌شود انتظار داشت كه از اسلام، از جبهه، از انقلاب و ولايت فقيه و روحانيت و از بسيج، شهيد و خانواده شهيد دفاع كنند، همانطور كه در بعضي جشنواره‌هايي كه در دهه فجر برگزار شد مي‌بينيم كه اينها عمداً دارند پاسدار و بسيج و جبهه رفته‌ها و شهيد و خانواده شهيد را تحقير كنند. اگر ما با اين مسئله برخورد نكنيم بايد شاهد وضع زمان شاه باشيم و در همه جا، در مطبوعات و مجلات و شايد هم تلويزيون، شاهد آنها باشيم و بعدها بچه‌هاي جبهه رفته و بسيجي بتدريج جذب آنها شوند و از گذشته‌هايشان چشم‌پوشي كنند... اين جنايت است كه در برخي محافل هنري، شهادت تحقير شود، خانواده شهيد تحقير شود، حزب الله تحقير شود و ارزشهاي به وجود آورنده اين نظام و انقلاب تحقير شوند.»(3)

خاتمی اما در مقابل همه انتقاداتی که مطرح می شد، قیافه ای حق به جانب به خود گرفت و گفت: «اگر گناه ما ايستادگي در برابر جريان كم حوصله و تنگ‌نظري است كه مي‌كوشد كه ناآگاهي يا كم‌داني و كم‌تواني خود را با تشبث به مقدسات و يا ناسزاگويي به ديگران بپوشاند و سليقه‌هاي سياسي و فرهنگي خود را بر كل جامعه فرهنگي كشور تحميل كند، به اين گناه اعتراف و افتخار مي‌كنيم و معتقديم كه جامعه انقلابي و بخصوص صاحبان دانش و بينش و انصاف، مرز ميان پايبندي به اصول و دفاع از اهداف و آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي كه احترام به انديشه و خلاقيت از جمله آنهاست و هوشياري در برابر توطئه‌هاي رنگارنگ امنيتي و سياسي و فرهنگي را با پر‌ادعايي و توسل به هر شيوه‌اي براي طرد هرگونه سليقه مخالف و پوشاندن ضعف فكري و عملي خود در پس مقدسات و ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي، به خوبي مي‌شناسند و به همين دليل هم اين شيوه در جامعه رشيد اسلامي ما كارساز نبوده است، هرچند كه مشكلات و ضايعاتي داشته است.»(4)

برگزاری انتخابات و تنفیذ حکم ریاست جمهوری

در حالی که فضای انتخابات کم کم گرم می شد، پیش بینی ها از قطعیت ریاست جمهوری مجدد هاشمی حکایت داشتند. این قطعیت تا آنجا بود که حتی ناطق نوری رییس مجلس شورای اسلامی هم حدود یک ماه قبل از انتخابات پیروزی هاشمی را اعلام کرد. او در گفتگو با روزنامه تهران تایمز ابراز امیدواری کرد که آقای هاشمی رفسنجانی در دور آینده نیز رییس جمهور باشد. حجت الاسلام ناطق نوری گفت:«ان شاء الله ایشان در انتخابات پیروز خواهد شد.»(5)

حجت الاسلام نوری وزیر کشور از مردم برای حضور گسترده پای صندوق های رای دعوت کرد. او با اشاره به شرایط سیاسی و فشارهای بین المللی اعلام کرد:«هر رایی که در صندوق ها ریخته شود، خاری در چشم دشمنان و امیدی برای دوستان انقلاب است.»(6)

در نهایت انتخابات با کاهش حدود 4 درصدی مشارکت نسبت به دور قبل در تاریخ 21/3/1372برگزار شد. در این انتخابات 128 نفر ثبت نام کردند که در بین آنها 4 نفر تایید صلاحیت شدند. در کل 33156055 نفر واجد شرايط شركت بودند كه از اين تعداد 16796787 نفر معادل 50.66% شركت کردند. هاشمي رفسنجاني با 10566499 رأي (63%) اکثریت آرا را به خود اختصاص داد. دكتر احمد توكلي سردبير اقتصادي روزنامه رسالت که جدی ترین رقیب هاشمی به شمار می آمد، با 4026879 رأي (23.97%) در رتبه دوم قرار گرفت، جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي 1498084 رأي (8.92%) کسب کرد و رجبعلی طاهري مجري طرح سازمان صنايع دفاع هم 387655 رأي (2.31%) را از آنِ خود کرد.

12 مرداد ماه رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی فرمودند:«اين‌كه ما اين‌قدر از پروردگار عالم شكرگزارى مى‌كنيم، براى اين است كه بحمداللَه، مديريت كشور، در دست يك شخصيت موجه و آزموده و شناخته شده قرار گرفته كه بنده از سال 36 تا به حال، يعنى قريب چهل سال است، ايشان را از نزديك مى‌شناسم و در ميدانهاى مختلف، با هم و در كنار هم بوده‌ايم؛ با هم كار و با هم فكر كرده‌ايم. يك آزمايش چهل ساله، براى ايجاد اعتماد در انسان، كافى است. من در همه‌ى اين مدت، ايشان را در راه خدا، در راه حقيقت، در راه اعلاى كلمه دين و پيشبرد اهداف اسلامى مشاهده كردم و هرگز ايشان را از اين راه، جدا و منحرف نديدم.» (عکس شماره 4)

ایشان همچنین افزودند:«من در شروع كارِ اين دولت جديد كه ان‌شاءاللَه دولت مبارك جمهورى اسلامى براى ملت ايران و كشور عزيز ما داراى بركات فراوان باشد اين توصيه را مؤكد مى‌كنم كه گزينش همكاران مهم است. البته در سطح وزرا، رعايت و دقت زيادى مى‌شود. هم رئيس جمهور محترم، هم مجلس محترم، جوانب كار را خيلى مى‌سنجند و رعايت مى‌كنند. اما به اين‌جا، اكتفا نشود. من به وزراى عزيز كه بخشهاى مختلف را بر عهده دارند يا خواهند داشت، عرض مى‌كنم: يكايك معاونين را، يكايك مديران را، يكايك مسؤولين سراسر كشور را، در بخش خودتان، با معيارهاى الهى انتخاب كنيد: كاردان، لايق، متدين، پاك و آراسته به خصوصياتى كه براى يك مدير لازم است.»

ایشان در ادامه موضوع عدالت اجتماعی را مورد توجه قرار دادند و فرمودند:«دولت عزيزمان برنامه‌ى اول را به اواخرش رساند و به زودى برنامه‌ى دوم را بعد از يك‌سال يا كمتر، شروع خواهد كرد اساس در نظام اسلامى، عبارت است از رفاه عمومى و عدالت اجتماعى. فرق عمده‌ى ما با نظامهاى سرمايه‌دارى همين است.»

ایشان به ساز و کارهای نظام سرمایه داری اشاره کردند و فرمودند:«در نظامهاى سرمايه‌دارى، اساس، رشد اقتصادى و شكوفايى اقتصادى و ازدياد و توليد ثروت است. هر كه بيشتر و بهتر توليد ثروت كند، او مقدم است. آن‌جا مسأله اين نيست كه تبعيض يا فاصله پيش آيد. فاصله در درآمدها و نداشتن رفاهِ جمع كثيرى از مردم، نگرانى نظام سرمايه‌دارى نيست. در نظام سرمايه‌دارى، حتى تدابيرى كه ثروت را تقسيم كند، از نظر نظام سرمايه‌دارى، تدابير منفى و مردودى است. نظام سرمايه‌دارى مى‌گويد: "معنى ندارد كه ما بگوييم ثروت جمع كنيد تا آن را از شما بگيريم تقسيم كنيم! اين معنى ندارد. اين‌كه شكوفايى نخواهد شد!" نظام اسلامى اين‌گونه نيست. نظام اسلامى معتقد به يك جامعه‌ى ثروتمند است، نه يك جامعه‌ى فقير و عقب‌مانده. معتقد به رشد اقتصادى است؛ ولى رشد اقتصادى براى عدالت اجتماعى و براى رفاه عمومى، مسأله‌ى اول نيست. آنچه در درجه‌ى اول است، اين است كه فقير در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعيض در استفاده از امكانات عمومى نباشد. هر كس براى خودش امكاناتى فراهم كرد، متعلق به خود اوست. اما آنچه كه عمومى است مثل فرصتها و امكانات متعلق به همه‌ى كشور است و بايد در اينها تبعيضى وجود نداشته باشد.»

ایشان ضرورت مقابله با ویژه خواری را مورد توجه قرار دادند و فرمودند:«معنى ندارد كه يك نفر پاى خود را بگذارد روى دوش مأمورين دولتى و با ترفند و خداى ناكرده با اِعمال روشهاى غلط، امتياز بگيرد، رشدى افسانه‌اى بكند و بعد بگويد: "آقا، من ثروت را خودم به دست آورده‌ام." در نظام اسلامى، چنين چيزى را نداريم. ثروتى كه بر پايه‌ى صحيحى نيست، از اصل نامشروع است.»

رهبر انقلاب در ادامه به ساز و کارهای نظام سوسیالیستی اشاره کردند. ایشان فرمودند:«ما با نظام سوسياليستى هم، به همين اندازه فاصله داريم. نظام سوسياليستى، فرصت را از مردم مى‌گيرد؛ ابتكار و ميدان را مى‌گيرد؛ كار و توليد و ثروت و ابزار توليد و منابع عمده‌ى سرمايه و توليد را در دولت متمركز، و به آن متعلق مى‌كند. اين، غلط اندر غلط است. در اسلام، چنين چيزى نداريم. نه آن را داريم، نه اين را. هم آن غلط است، هم اين. نظام اقتصاد اسلامى، درست است. اين‌طور نيست كه نظام اقتصادى اسلامى، عبارت باشد از هر چه كه در هر دوره‌اى مصلحت باشد. نخير! نظر شريف امام رضوان‌اللَه‌عليه هم اين نبود. من خودم يك وقت از ايشان پرسيدم.»

بعد از اشاره به رویکردهای اقتصادی نظام سرمایه داری و نظام سوسیالیستی نوبت به تبیین نظام اقتصادی اسلام رسید و ایشان در این باب خاطرنشان کردند:«اسلام يك روش خاص خود دارد. مسلكى در مسائل اقتصادى جامعه‌ى اسلامى دارد و آن سلك را طى مى‌كند. اساس سياست كلى اقتصادى كشور، عبارت است از رفاه عمومى و عدالت اجتماعى. البته ممكن است يك نفر با تلاش و استعدادِ بيشتر، بهره‌ى بيشترى براى خودش فراهم كند. اين مانعى ندارد. اما در جامعه فقر نبايد باشد. هدف برنامه‌ريزان بايد اين باشد. سازمان برنامه و برنامه‌ريزان كشور، با اين سياست كلى و بر اين اساس بايد برنامه‌ريزى كنند.»(7)

تولد حزبی جدید

دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یک مولود هم داشت و آن حزبی بود که کارگزاران سازندگی لقب گرفت. ماجرا به زمستان 74 و انتخابات مجلس پنجم برمی گردد. جامعه روحانیت مبارز لیستی را برای انتخابات آماده کرده بود، اما کم کم پای جریان دیگری هم به میان آمد.

ناطق نوری در این خصوص می گوید:«از جانب آقای هاشمی مطرح شد که جریان های دیگری هم هستند و می خواهند لیست بدهند. استنباط من این است که ظاهرا با ایشان صحبت کرده بودند و تصمیم داشتند که یک تشکیلاتی راه بیاندازند و فقط به دنبال بهانه بودند که توجیهی برای تشکیلاتشان بیابند. آقای هاشمی گفتند:"يك عده‌اي هستند كه خواست‌هايي دارند و اگر شما به خواسته‌هايشان عمل كنيد، آنها ليست نخواهند داد. در غير اين صورت، آن ها اقدام به تهيه‌ي ليست مي‌كنند." خواسته‌ آن‌ها اين بود كه حداقل پنج نفر از افرادي را كه معرفي مي‌كنند ما در ليست خودمان قرار دهيم. واقعيت اين است كه از قبل برنامه‌ها رديف بود و آن‌ها هم كساني را پيشنهاد داده بودند كه ما نمي‌توانستيم همه را به راحتي قبول كنيم. آقای هاشمی ادامه دادند: آقایان امام جمارانی، توسلی، انصاری، محجوب و یک نفر دیگر که بعدا گفتند عبدالله نوری.»

ناطق نوری ادامه می دهد:«به دنبال این رفتیم که ببینیم جریان چیست؟ خودم به آقای امام جمارانی تلفن کردم. ایشان گفت: من اصلا کاندیدا نیستم و نمی خواهم به مجلس بیایم. آقای توسلی و آقای انصاری هم همین طور. آقای محجوب قرار گرفتن در لیست جامعه را می پذیرفت. بنابراین معلوم شد که اصلا موضوع چیز دیگری بوده و آن بحث کارگزاران بود که آقای هاشمی آن ها را مطرح کرده بود. آقای عبدالله نوری را هم آقای هاشمی –در مجلس ختم مادرشان- گفت که در لیست بگذارید. در شورای جامعه روحانیت این مسئله مطرح شد و تاکید گردید که این افراد را آقای هاشمی معرفی کرده اند. پس از رای گیری در شورا، آقای محجوب رای آورد، اما آقای عبدالله نوری رای نیاورد که در لیست قرار بگیرد و آقایان دیگر هم در جامعه روحانیت اصلا آن را نپذیرفته بودند.»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رای نیاوردن عبدالله نوری بهانه ای بود برای اعلام موجودیت حزب کارگزاران سازندگی. ناطق نوری در این خصوص می گوید:

«یقینا در مورد این جریان، قبلا برنامه ریزی و مطالعه شده بود زیرا یک حزب به این زودی تشکیل نمی شود و نمی تواند به این سرعت آنچنان سریع وارد میدان شود و تبلیغات گسترده ای راه بیندازد. آقای هاشمی در یک مقطعی، به من گفتند: فائزه دختر ایشان را هم در لیست بگذارید. من گفتم اصلا جامعه روحانیت با این تفکر نمی سازد، بالاخره جریان اصولگرایی و تفکر مذهبی جامعه بسیاری از شعارهای این آقایان را قبول ندارند. در واقع هر چه از این ماجرا گذشت بیشتر روشن شد که طرح این نامزدها اصولا بهانه ای برای اعلام موجودیت کارگزاران بود.»

ناطق نوری همچنین ادامه می دهد:«وقتي كارگزاران سازندگي اعلام موجوديت كرد، مقام معظم رهبري يك برخوردي با آن‌ها كرد و فرمود: آن‌هايي كه وزير هستند و مسئوليت دارند نمي‌‌توانند در اين تشكيلات باشند. لذا چند وزير كه در ليست كارگزاران بودند، كنار رفتند و ديگران كه ماندند وزير نبودند، بلكه افرادي همانند مرحوم نوربخش رييس بانك مركزي، آقاي كرباسچي شهردار تهران و آقاي محمدعلي نجفي كه آن موقع در آموزش و پرورش خدمت مي‌كرد، بودند. كارگزاران بدين نحو تشكيل و مدتي بعد هم وارد ميدان تخريب شدند. حداقل تخريب آن‌ها اين بود كه با حجم پول زياد، روزنامه‌ي "بهمن" را راه انداختند... وقتي كارگزاران وارد شدند، با حجم عظيمي از تبليغات، جامعه‌ي روحانيت را بايكوت كردند. دوستان ما مي‌گفتند: «شما چطور تبليغات نداريد». مي‌گفتيم: «داريم، ولي اين قدر تبليغات آن طرف زياد است كه نمي توانيم خود را نشان دهيم». با اين كيفيت، در انتخابات مجلس پنجم، خانم فائزه هاشمي وارد صحنه شدند كه رأي بالايي هم آورد. البته حرف‌هاي خود او هم رأي آور بود، در مجلس پنجم رأي اول تهران از من بود، اما بعضي‌ها قائل به آن بودند كه رأي اول براي خانم فائزه هاشمي بوده است. و در همین راستا انگشت اتهام تقلب را به سمت وزارت کشور نشنه رفتند به گونه ای که حتی بعضی از فرزندان آقای هاشمی برای یقین از صحت شمارش آراء در ستاد انتخابات مستقر شدند که فشار روحی زیادی را برای مسئولین اجرایی فراهم کردند و به نظرم با آنها جفا شد چون واقعا عمل کرده بودند.»(8)

ناطق نوری همچنین می گوید:«گاهي خود آقاي هاشمي پي‌گيري مي‌كرد و گاهي فرزندان او مي‌رفتند در وزارت كشور و پاي دستگاه كامپيوتر مي‌خوابيدند و مي‌خواستند ببينند اين رأي‌ها چه شده است. در اين جريان به آقاي بشارتي و تابش كه مسئوليت انتخابات را داشتند، خيلي جفا شد، آن ها واقعا سالم عمل كرده بودند.»(9)

تشکیل حزب کارگزاران البته با برخورد جدی مقام معظم رهبری مواجه شد. ایشان بعدها در این خصوص گفتند:«به نظر من آقايان نبايد وقت خود را در کارهاي حزبي صرف کنند، وقتي حزب آقايان درست شد، يکي از اشکالات اساسي اي که من به کار آنها گرفتم و به آنها گفتم، اين بود که براي حزب بايد وقت صرف کنيد. دور هم بنشينيد و حرف بزنيد، تبادل نظر کنيد، بلي و خير بگوييد، بحثهاي سياسي و روشنفکري کنيد که ولو در کار شما هم هيچ اثري نگذارد، بايد بدانيد که اين مقدار همت و وقت، متعلق به دولت است. وزير که در وزارتخانه هشت ساعت کار ندارد. وزير تمام وقت در اختيار وزارتخانه است. اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فکر کردنتان را جاي ديگري صرف کرديد، وقت وزارتخانه را غصب کرده ايد، اين فعل حرام است.»(10)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ذيل بيانيه اعلام موجوديت حزب کارگزاران نامهاي آشنایی ديده مي شد. افرادي همچون آقازاده، زنگنه، ترکان، غرضي، نجفي، فروزش، محمدخان، مهاجراني، نوربخش، محمد هاشمي، مرعشي، امراللهي، هاشمي طبا، کرباسچي و ... آن موقع بر کرسي وزارت، معاونت رييس جمهور، رياست بانک مرکزي و شهرداري تهران نشسته بودند که البته برخی از آنها بعد از تذکر رهبری ظاهرا از حزب کناره گیری کردند.

در پایان نیمه دوم سال 1375، بدهی خارجی ایران مبلغ 20 میلیارد و 396 میلیون دلار اعلام شد. طی این سال ها مقام معظم رهبری نکاتی را به دولتمردان متذکر می شدند که برخی از آنها مورد توجه قرار می گرفت و برخی دیگر مغفول واقع می شد. خود ایشان در دیدار پایان دوره هاشمى رفسنجانى و کابینه‌ى دولت ششم تاکید کردند که علی‌رغم حمایت از دولت، در مواردى برنامه‌ى دولت را قبول نداشته‌اند و یادآور می‌شوند که در خصوص تذکرات ایشان نیز در برخی امور اقدام نمی‌شده است:«این جاهایى هم که اعتقاد نداشتم، گاهى به این صورت بوده است که لازم مى‌دانستم اظهار نظر قطعى بکنم و تغییر آن را بخواهم. گاهى هم نه؛ در این حد لازم نمى‌دانستم، بلکه نظر پیشنهادى داشتم، مطرح مى‌کردم و مورد توجه قرار مى‌گرفته، اقدام مى‌شده یا نمى‌شده...»

پی‌نوشت‌ها:

1-سایت اینترنتی دفتر حفظ و نشر حضرت آیت الله خامنه ای - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگران و فرهنگيان كشور، به مناسبت «روز كارگر» و «روز معلم» - 15/2/72
2- شماره 11ـ تيرماه 70
3- خطبه های نماز جمعه قم – سال 69
4- سایت خبری مطالبه 15 مهر 85
5- روزنامه جمهوری اسلامی 11 اردیبهشت 72
6- روزنامه جمهوری اسلامی 14 اردیبهشت 72
7- پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری 12/5/1372
8- خاطرات حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری – جلد دوم – صفحه 95-98
9- خبرگزاری فارس – 6/9/87
10- روزنامه رسالت 16/8/85 (تاریخ سخنان رهبری: 5/6/80)

پایگاه مقام معظم رهبری

 

 

 

 

 

سایت ریاست جمهوری 

 

 

 

 

مرکز بررسی های استراتژیک ریاست ریاست جمهوری

 

 

 

 

  

خبرگزاری رجا 

 

 

 

  

روایت کارون 

 

 

 

 

روایت شیراز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 بالای صفحه

نشر مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.