|
دوشنبه 5 مرداد 1388
آقای خاتمی تردید چرا؟
ثانيهنيوز- جناب آقاى خاتمى، شما در مدت هشت سال رياست جمهورى به بسيارى از كشورهامسافرت كرديد و ملاحظه فرموديد مقامات مربوطه تا حد خود به بزرگان احترام مى گذارند و هيچ نماينده اى و هيچ سفير يا وزيرى كمترين سخنى برخلاف موالى و اولياى امور بر زبان نمى راند و حال آنكه فقط در زمان رياست جمهورى جنابعالى، دوستان شما در كنفرانس رسواى برلين درخواست به موزه تاريخ سپردن انديشه هاى حضرت امام (ره) را نمودند و تعدادى از وكلاى مجلس دست به تحصن زدند و جماعتى درخواست برگزارى رفراندوم و بازگشت به جاهليت گذشته را ارائه دادند و امروز هم ادامه آن آرزوها به گوش مى رسد.
جناب خاتمى شما خوب مى دانيد كه فرق اميران و سران كشورهاى ديگر از جمله همين كشورهاى عربى و همسايه با ولى فقيه در ايران چيست و خوب مى دانيد كه كارگزاران آن دولت ها چرا در برابر اولياى امور مطيع محض مى باشند و خوب مى فهميد كه مخالفت خوانى دوستان و همكاران شما از قبيل گنجى ها و سروش ها و حجاريان ها و مهاجرانى ها براى چيست؟
واقعيت اين است كه مقامات ممالك اطراف ما، خوب مى فهمند كه سلطان و رهبر ايشان داراى يك اربابى است مقتدر و نيرومند و ضار و نافع و حافظ و مانع و خبير و بصير و حى و قيوم و فعال مايشاء مانند كاخ سفيد و اربابان لندن و پاريس و اينان چون به آن ارباب بزرگ توكل دارند، بنابر اين اميران و سلاطين خودشان را واسطه بين خودشان و آنان مى بينند و براى رسيدن به آن اربابان بزرگ و خدايان ارض، متوسل به اين واسطه ها و وسيله ها مى شوند و هركار كه سلطان بفرمايد، اينان بدون چون و چرا تسليم آن فرمان مى شوند تا در نزد ارباب كل و رب الارباب يعنى كاخ سفيد، پذيرفته و مورد قبول واقع بشوند.
و اما دوستان شما مى دانند كه ولى فقيه، اتصالى به آن ارباب كاخ سفيد و كاخ ورساى و ديگر كاخ هاى سبز و سرخ ندارد و مورد قبول آن اربابان كه نيست بلكه مورد غضب و طرد نيز مى باشد، بنابر اين اين آقايان در اين ديار ولايت علامت مثبت به جانب آن اربابان مى فرستند. غافل از آنكه براى اين خانه نيز اربابى است و ولايت فقيه نيز دست به دامان مولى و سرورى دارد كه از قديم از او حمايت كرده و اكنون نيز از او حمايت مى كند.
جناب خاتمى، دانسته باشيد كه در خلال همه اين پراكندگى هاى ياران و حسادت برادران و عداوت دشمنان و فتنه گران، من در سرزمين خاوران بوى يوسف ولايت را مى شنوم .
جناب خاتمى، دهه چهارم اين انقلاب كه ما وارد آغازين سال هاى آن شده ايم، روزگار گسترش اين انقلاب اسلامى و موعد زوال رژيم صهيونيستى است و رژيم صهيونيستى به آنجا مى رود كه شاه رفت و گريخت، ديروز نوبت زوال شاه بود و امروز روزگار زوال رژيم صهيونيستى است.
جناب خاتمى، نه قبيله فساد و ظلم جهانى، واشنگتن و لندن و پاريس و برلين و مسكو و پكن و رم و توكيو و رژيم صهيونيستى اطراف شاه و يارانش را گرفتند و كوشيدند تا او را در اريكه قدرت ايران به عنوان جزيره ثبات نگاه دارند و خانه اش را جاودانه دارند و نتوانستند و خداوند شاه را فرود آورد و ولايت فقيه را جايگزين ايشان ساخت «وجعلنا عاليها سافلها»
جناب خاتمى، با انقلاب حضرت امام (ره) و روح الله، كار رژيم صهيونيستى تمام شد و كشتى ولايت با سرنشينان خودش، به نام خدا و با اذن خدا با شكوه و به سلامت به منزلگاه خود روان است و خداوند به اين يوسف خاورميانه قدرت و عزت خواهد داد و مزاحمان داخلى و برخى سران عرب و رژيم صهيونيستى كاخ سفيد كارى از پيش نخواهند برد.
جناب خاتمى، در آستانه ورود حضرت امام (ره) و فرار شاه، شما در اردوى ولايت بوديد و به جمهورى اسلامى راى داديد و با ولى فقيه بيعت كرديد، از خدا بخواهيد كه شما را همچنان بر قول خودتان و به عهد و پيمانتان ثابت قدم بدارد.
و بدانيد كه شيطان بزرگ دشمن شماست و بدانيد كه وعده هاى آنان دروغ است. از اين همه آزادى ها كه خداوند به شما داده است بهره بردارى كنيد.
|