Auto Forwarding .......

پایگاه خبری تحلیلی روایت اصفهان
صفحه اول کاریکاتور فیلم و کلیپ پیوندها گالری عکس ارتباط با ما آرشيو اخبار
    

                      آمار سایت
   بازديد کنندگان : 831716  
   امروز : 4  
 
                      ایجاد ارتباط

صفحه اصلی > تبلیغات سمت راست > جهت گیری رجایی و احمدی نژاد در خدمتگزاری به مردم


جمعه 22 خرداد 1388

جهت گيرى رجايى و احمدى نژاد در خدمتگزارى به مردم

گفتگو با رئیس دفتر شهید رجایی

 از همان سال۴۲ در دبيرستان پهلوى سابق بود كه سرنوشتش با رجايى پيوند خورد. بيش از ۱۹سال از سنگر تعليم و تربيت تا فعاليت هايى اجرايى بعد از انقلاب با وى همكارى داشته است و مى تواند تقريباً به مناسبت هر بحثى كه مى كند با رجايى ارتباطى داشته باشد. وقتى در ساعت مقرر براى مصاحبه اى به ديدار آقاى حسن عسكرى راد مى روم، مى خواهم به بيش از ۴۰سال خدمتگزارى وى بگويم «خسته نباشيد». در اولين پاسخ مى گويد: رجايى به من آموخت بگويم: «خدا قوت» و اين ترويج فرهنگ اسلامى است كه خدا به لطف خويش به همه ما نيرو و توان مى بخشد.وقتى كمى از گذشته اش با رجايى گفت، پرسش هايم را آغاز كردم.
* با توجه به اينكه جنابعالى در بسيارى از دولت هاى پس از انقلاب حضور پررنگى داشته ايد، مهم ترين ويژگى دولت هاى جمهورى اسلامى را بيان كنيد.

از آن پس كه خون شهيدان، روح قيام را در جان جامعه دميد و از سال۵۶ فراگير شد و سرانجام در بهمن۵۷ در برابر ديدگاه ناباورانه ناظران جهانى، انقلاب اسلامى به ثمر رسيد، از يك سو زنگ هشدارى شد براى ساير حكومت هاى استبدادى و سلطه گران جهان و از سويى تلنگر بيدارى بود براى ملت هاى محروم، خاصه مسلمانان كه اگر به قول امام بزرگوار «يدواحده شوند» مى توانند خود را از سلطه بيگانگان نجات دهند.

اسلام ناب ظلم ستيز است و آزادى و عدالت را براى آحاد انسان- اعم از مسلمان و غيرمسلمان- مى طلبد.

بنابراين بايد گفت، وقتى با هدايت رهبرى و شعارهاى همگانى نظام اسلامى در كشور ما پا گرفت، قانون اساسى جديد بر محور استقلال؛ آزادى، جمهورى اسلامى تدوين شد و به تصويب خبرگان و نمايندگان مردم رسيد و تلاش دولت هاى بعد از انقلاب در چارچوب قانون اساسى جديد با استقلال كامل در سياست ، اقتصاد و فرهنگ اسلامى شكل گرفت. از همان آغاز تا امروز در كليه انتخابات كشور- بى واسطه يا با واسطه- محور اساسى مديريت و مملكت دارى مسئولان ارشد با تطبيق بر صراحت همين اصول انجام مى شود كه مهمترين عنصر اصلى تغيير در اداره مملكت را مى توان چنين احصا كرد:

۱- بعد از تصويب متمم قانون اساسى، رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه شناخته شد و با ملاك هاى دين مدارى و انتخاب فرد واجد شرايط اصلح تحقق مى يابد، چنانچه براساس پيمان و اداى سوگند از چارچوب ملاك هاى تعيين شده خارج نشود براى اداره امور محوله تا مدت تعيين شده باقى مى ماند.
۲- از ابتداى انقلاب كه به فرموده امام راحل (ره) حكومت شاهنشاهى و مصاديق حكومتى غيرمشروع اعلام شد، ريشه استبداد وابسته به استعمار از متن مملكت قطع گرديد و طبعاً مديريت قانون مدار، جاى حاكميت زورمدارى را گرفت و همه دولت هاى پس از انقلاب موظف شدند نه تنها در داخل كشور بر نفى ديكتاتورى تكيه كنند كه در برقرارى رابطه با ساير دول خارجى با اجتناب از يكجانبه گرايى و تعامل با كشورها بر اصل حسن تفاهم، احترام متقابل به تعهدات و منافع مشترك و حمايت از نهضت هاى آزادى بخش عمل كنند.
۳- هر چند استعمار بيگانه كه هنوز به ادامه سلطه و تأمين منافعش در ايران اميدوار بود از ابتداى روى كار آمدن دولت موقت تا انتخاب اولين رئيس جمهور- بنى صدر- با كنترل از راه دور عملاً دست از نفوذ خود در ايران برنمى داشت اما با هوشيارى امام راحل (ره) كه در پايه گذارى مهندسى انقلاب، مردم را از خطر حضور مجدد بيگانه آگاه مى كرد رئيس جمهور قدرت طلب اسير هواى نفسانى- بنى صدر- را براساس اختيارات رهبرى، از جانشينى فرماندهى كل قوا عزل كرد و سرانجام با رأى نمايندگان مردم اين عنصر طاغى در نيمه راه خدمت با محكوميت به بى كفايتى از رياست جمهورى كشور بركنار شد.

* تصور مى كنيد دولت هايى كه با پيروزى انقلاب اسلامى روى كار آمده اند به اهدافى كه حضرت امام (ره) براى اين انقلاب متصور شده بودند جامه عمل پوشانده اند؛ و آيا حضرتعالى كاستى هايى از همان دولت موقت تا امروز در دولت ها مى بينيد.

البته دولت موقت نيز قبلاً به دليل عدم تجربه و توان خدمت سياسى، در نيمه راه تثبيت حاكميت نظام اسلامى كه به مناسبت تسخير سفارتخانه يا لانه جاسوسى امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام نتوانسته بود بر اوضاع مسلط شود، استعفا داده و از صحنه سياسى خارج شده بود.
از آن پس دولت ها تا امروز هر چند با مشى سياسى مختلف عهده دار قوه مجريه شدند و جز دولت شهيد رجايى كه مدتى به دليل عدم سازش رئيس جمهور وقت گرفتار مشكلاتى شد، ساير دولتمردان در اداره جنگ تحميلى با پيروى از ولايت فقيه سهم خود را در پرداختن به اداره امور كشور ايفا كردند اما بايد اضافه كرد كه شهيد رجايى على رغم دوره كوتاه مسئوليت اجرايى در پايه گذارى سنگ بناى مسئوليت شناسى در پيشگاه خدا و خلق و مسئوليت پذيرى و مسئوليت سپارى به كارگزاران اجرايى سهم عمده و چشمگيرى داشت كه تحقيقاً تا امروز با مشى و منش خاص به عنوان الگوى بى بديلى در مملكت دارى تبديل شد كه عامه مردم از عملكرد خالصانه اش به نيكى ياد مى كنند و در هفته دولت مسئولان قواى سه گانه به شيوه كشوردارى او و شهيد باهنر نخست وزير، افتخار و به ادامه راهشان تأكيد مى كنند.

* اكنون كه دهه چهارم پيروزى انقلاب اسلامى را آغاز كرده ايم اگر بخواهيد دستاوردها و نقاط ضعف دولت ها را برشماريد چه نكاتى را از منظر مى گذرانيد؟

بعد از ۸ سال دفاع مقدس دوران جنگ، كه كشور متحمل ويرانى هايى شد، عزم ديگرى لازم بود تا عقب ماندگى هاى گذشته جبران شود. دولتى كه عهده دار اين مهم شد گام هايى در بازسازى و سازندگى برداشت و هرچند با تصميمات كلان كشور در گردونه تحول قرار گرفت، اما در نظارت بر عملكرد حوزه هاى سازندگى از چند نكته غفلت شد:
۱- اغلب مديران ميانى با دست بازى كه در سازه هاى عمرانى داشتند، برخى بدون بازخواست و به صورت آزمون و خطا و برخى براى عقب نماندن از دريافت مدال سازندگى، سازندگى ها را شتاب زده و پرهزينه ادامه دادند.
۲- هزينه هاى سنگين سازندگى ها، تورم را بر جامعه و گرانى ها را بر اقشار كم درآمد تحميل كرد.
۳- دولتمردان اين دوره با دست و دل بازى هايى كه برايشان به وجود آمد، عموماً به تجمل گرايى روى آوردند و با رقابت در تجمع ثروت، انديشه صرفه جويى هاى پيشين به حاشيه رفت و تدريجاً با تشديد روحيه انباشت ثروت، سوءاستفاده هايى با نام و بى نام و نشان جامعه را به بى اعتمادى سوق داد.
۴- و تا پايان چند دوره طولانى، مديران عادت كرده به ناهنجارى هاى اجتماعى، شيب تند فشار اقتصادى تحميلى بر جامعه را از يك سو و كم توجهى مسئولان ارشد به فرهنگ ارزشى اجتماعى يا وادادگى آنان، موضوع نظارت و مؤاخذه انبوه نشريات جديد از سوى ديگر كه با فرصت طلبى هاى برآمده از فضاى باز سياسى، درآشفتگى و ايجاد هرج و مرج فرهنگى تأثير گذاشتند، به يك نوع ولنگارى نگران كننده در بين نسل جوان دامن زدند كه خطر شيوع آن، نسل ارزشى انقلاب، خاصه فرهيختگان دلسوز را نگران كرد.
تجربه دولت شهيد رجايى در كارنامه افتخارات شما كاملاً مى درخشد نقطه متمايزكننده اين دولت با قبل و حتى بعد از خودش چيست كه وقتى مردى با منش و رفتار ايشان وارد ميدان انتخابات رياست جمهورى نهم مى شود مردم چون تشنگان گرد او جمع مى شوند
به اعتقاد بنده كسى كه مى خواهد هر انسان شايسته اى را در جامعه خود بشناسد بايد با ملاك هاى ارزشى اجتماعى همان جامعه بشناسد و در مورد شهيد رجايى معمولاً ملاك ما قرآن و سنت نبوى اهل بيت عليهم السلام است كه براى انسان هاى صالح يا دينداران حقيقى و اهل تقوى نشانه هايى داده شده است كه با آن ملاك ها مى توان مصاديق شايستگى ها را شناسايى كرد.
براى تكميل اين جواب شما را به آيه ۳۰ سوره فصلت در قرآن ارجاع مى دهم كه ترجمه آن چنين است: «آنان كه گفتند پروردگار ما خداى يكتاست و بر اين ايمان پايدار ماندند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند - و مژده مى دهند - كه ديگر هيچ ترس و اندوهى - از گذشته - نداريد و شما را به آن بهشت كه - انبياء - وعده داده اند بشارت باد.» و امام راحل در جنگ ۸ ساله با عراق فرمود: ما به تكليف عمل مى كنيم.
ما در هر حال پيروزيم و نيز به اشاره مى گويم در جنگ ۳۳ روزه ۳ سال پيش نيروى مقاومت جنوب لبنان عليه اسرائيل غاصب چه برداشتى داريد يا در همين جنگ نابرابر ۲۲ روزه غزه و هجوم همه جانبه ارتش كاملاً مجهز رژيم جعلى اسرائيل به اين سرزمين مظلوم، چگونه مبارزان جوان با برداشت دينى درست از انقلاب ايران، با ايمان به خدا و استقامت، هيمنه يكى از قدرتمندترين ارتش هاى جهان را شكستند. و... و رجايى نيز يكى از مقاوم ترين زندانيان دوره مبارزاتى عليه رژيم شاه بود كه از ۵ سال دوره زندانش تنها براى اعتراف گرفتن از او مدت ۲۳ ماه آن همه شكنجه شد و با داشتن ايمان اسطوره اى، هيچكس از همرزمانش را افشا نكرد و به اصطلاح لو نداد.
بله، آن شهيد يك بنده حقيقى خدا بود كه از ابتداى زندگى ساده تا عاليترين مسئوليت اجرايى اش هيچگاه علقه دنيوى او را از راه خدا منحرف نكرد و همين خصلت پسنديده اش او را در بين دولتمردان بعد از انقلاب شايسته و ممتاز كرد.

* شما در پاسخ به سؤال قبلى نقاط تميزدهنده دولت شهيد رجايى با دولت هاى قبل و پس از خودش را عنوان كرديد اما سؤالى كه در اين برهه زمانى مطرح مى شود اين جاست كه راز ماندگارى شهيد رجايى على رغم گذشت چند سال از نخست وزيرى و رياست جمهورى او تنها در تفاوت هايش با دولتمردان ديگر است يا.‎..

رجايى را نبايد از طريق مقايسه با ديگران شناخت اما براى نتيجه گيرى در اين مورد مى گويم: اگر شما در محيط كار و در بين اقشار مختلف با انسان هايى برخورد مى كنيد و نمى خواهيد با كسى باب مراوده باز كنيد، اگر ملاحظه كنيد، يك نفر با صداقت در گفتار يا اخلاق حسنه و رفتار كريمانه نظر شما را به خود جلب مى كند، شما بى اختيار به سمت او كشيده مى شويد و اين يك سنت الهى است.
اگر مى خواهيد رجايى را بيشتر بشناسيد لطفاً به خطبه «همام» كه امام على(ع) در وصف پرهيزكاران فرموده مراجعه كنيد، خواهيد دريافت راز ماندگارى شهيد رجايى در چه بود و اينك در يك جمله مى توان گفت كه آن شهيد در همه وقت و در هر موقعيت در شعار و در عمل صداقت و اخلاص ناب داشته.

* نقاط مشتركى كه پس از سوم تير ۸۴ دائماً توسط عامه مردم ميان دولت رجايى و احمدى نژاد عنوان مى شود از منظر شما چگونه قابل بررسى است آيا اصلاً وجود دارد؛ [چون برخى اين شبهه را مطرح مى كنند كه اساساً نبايد دكتر احمدى نژاد را با شهيد رجايى قياس كرد]

اگر منظورتان از مقايسه به معناى تقريب به ذهن و شناسايى دو فرد در همسويى و مشتركات بين آنهاست، درست است و معمولاً عامه مردم خوب تشخيص مى دهند. در اين گونه موارد، انتظارات جامعه از دو مسئول در مورد اهتمام به تعهدات و جهت گيرى آنها در عملكردهاى آنهاست. هرچند ممكن است نمره هر كدام در ميزان انجام مسئوليت ها با هم متفاوت باشد.
شهيد رجايى در آغاز تشكيل دولت، نام دولت اش را سرچشمه اى ها گذاشت. مفهوم اين نامگذارى اين بود كه به مردم بگويد، دولتمردانش عموماً از طبقه متوسط جامعه و اغلب به درد جامعه آشنايند. آقاى دكتر احمدى نژاد هم با همين ديدگاه عموماً از طبقه متوسط، خاصه با جوانان متخصص دردآشنا ميثاق همكارى و عضويت در دولت بست. از همين جا مشتركات آنها در خدمتگزارى به مردم شهرت يافت.
شعارهايشان با اين كه در كاربرد واژه ها متفاوت بود در عمل يكسان شد و همه جا در استقبال استانى، مردم با شعار شفاهى و مكتوب پيوند دو دولت كريمه را اعلام داشتند: صلى على محمد(ص) بوى رجايى آمد.
شهيد رجايى با آنكه زمان، زمان جنگ بود و سفر هوايى امنيت نداشت، مع الوصف تشكيل جلسات دولت را در چند استان، عملياتى كرد اما بعد از عمليات تروريستى منافقين حتى سفرهاى زمينى ناامن شد و دولت شهيد رجايى هرچند در ادامه تشكيل جلسات استانى ناكام ماند اما اصل حضور اعضاى دولت در استانها در زمان آن شهيد كليد خورد و جناب دكتراحمدى نژاد با اهتمام به ادامه راه دو عضو ارشد شهيد دولت، با سفر به استانها و تقريباً به همه شهرها و اغلب روستاها براى بررسى مشكلات و نيازمندى هاى مردم اين همه وقت گذاشت. با مردم چهره به چهره شد و از آلام آنها جويا شد.
هريك از وزرا دركليه اين سفرها پابه پاى رئيس جمهور به مشكلات مردم رسيدند تا بتوانند براى معضلات اجتماعى مردم استانها براساس ملموسات، تصميمات كارشناسى شده بگيرند و...
گفتنى در اين مورد زياد است. تنها به مهم ترين شاخص و وجه مشابهت ممتاز بين آن دو بزرگوار مى توان چنين اشاره كرد: شهيد رجايى بعد از دولت موقت كه پايه اولين دولت اجرايى مورد نظر امام راحل (ره) را گذاشت و با شعار معروف: مقلد امام، فرزند ملت و برادر رئيس جمهور، با ساده زيستى كارش را آغاز كرد، جامعه كاملاً احساس كرد كه اين دولت حزب اللهى و برآمده از مردم، خادم و نوكر مردم است و در تيرماه ۸۴ كه دولت آقاى دكتراحمدى نژاد روى كار آمد، تا امروز با احساس تكليف و تعهد به ولايت مدارى ولى فقيه و مهرورزى هايش و حضور در همه نقاط كشور با همان ساده زيستى، حكومت علوى(ع) را در خاطره ها زنده كرد.

* خاطرتان هست در زمان شهيد رجايى [چون حضرتعالى محرم اسرار شهيد محسوب مى شديد] چه كسانى همچون امروز كه براى رسيدن به قدرت به هركارى متوسل مى شوند، اين نقش را بازى مى كردند و ازچه افرادى براى به انفعال كشاندن دولت استفاده مى كردند

البته در همه وقت كه حق و ناحق و سره و ناسره كنار هم ديده مى شوند، معنى هريك شفاف و روشن مى نمايند. در همان سال هاى اول انقلاب هم چنين بود كه امروز هست! با اين تفاوت، آن روز به دليل جو جوشان انقلاب، چهره هاى ناخالص يا جرأت ايفاى نقش خود را نداشتند و يا اين كه ترجيح مى دادند در پس ماسك خدمتگزارى عمل كنند تا در گذر زمان زمينه لازم براى آنها فراهم شود. بيان خاطره در فرصت اين مجال نيست. وانگهى عيار خلوص يا ناخالصى انسان در معيار مرور زمان بهتر شناخته مى شود.
چه بسا انسان با انگيزه، با گرفتن عبرت، از خاك به افلاك صعود مى كند و در برهه اى از زمان، انسان به ظاهر وارسته اى، براساس تغيير شرايط، شخصيت پنهان وجودش بر اثر وسوسه شيطان، تمايلات نفسانى اش او را از اوج به حضيض مى كشاند. دعا كنيم خداوند عاقبت همه را ختم به خير كند.

* شهيد رجايى در پاسخ به رفتارهاى اين افراد چه رفتارى داشتند

به ياد ندارم، عامل نفوذى يا عنصر فرصت طلب، به عنوان عضو دولت شهيدرجايى در آن دولت كريمه نقشى داشته است. با آنكه مطمئنم اعضاى دولت با آرا و سلايق متفاوت حتى با داشتن تفكرات مختلف و يا عضويت در برخى گروه ها، افتخار همكارى در دولت رجايى را داشتند و در اظهار عقايد خود در حاشيه كار دولت، مخفى كارى نداشتند و شهيد بزرگوار رجايى با مشى و منشى كه داشت كاملاً بر اعضا مسلط بود و همه وزرا براى ايشان احترام ويژه قائل بودند. نه آنها رأى شخصى خود را برخلاف نظر جمعى دولت اعمال مى كردند و نه آن شهيد مجال كجروى و مخالفت خوانى با تصميمات دولت را به كسى مى داد. از اين رو همكارى و حضور تك تك آنها در دولت به شكل «يد واحده» جنبه اجرايى داشت و مصوبات دولت براساس كارشناسى هاى مختلف از مشاوره و اظهارنظرهاى صادقانه فردى، شكل اجرايى جمعى مى گرفت و حضور صميمانه و همرنگ همه اعضاى دولت در نماز جمعى جماعت روزهاى جلسه دولت در نهاد رياست جمهورى گواه اين مدعاست.

* نكاتى كه گفتيد كاملاً با روش و منش آقاى احمدى نژاد منطبق است. آيا نقاط متمايز كننده دولت شهيد رجايى با ديگر دولت ها مى تواند تميزدهنده دولت دكتر احمدى نژاد با دولت هاى قبل و بعد از خودش باشد

از آنجايى كه بعد از سال ها فراز و فرود سياسى و تأثير آن در گردش كار اجرايى دولت ها، خاصه در دوران آزادى هاى سياسى عبور كرده از خط قرمز رسانه اى، متأسفانه بخشى از گفتمان انقلاب اسلامى تا قبل از دولت آقاى دكتر احمدى نژاد در صحنه اجتماعى، عملاً به فراموشى سپرده شد. تبعيضات ملموس در حقوق شهروندى جاى عدالت محورى نشست و بازار رانت و رشوه در دستگاه هاى دولتى، رونق گرفت و صرفه جويى ها كم رنگ شد و زرق و برق زندگى اشرافى مرفهين دل خانواده هاى متوسط و كم درآمد را به درد آورد كه آثار آن با همه بازنگرى و تجديد ساختار در دولت نهم مشكل تغييرات ضدارزشى ياد شده پيشين تقريباً ريشه كن نشد و... يك باره در پايان يك دوره طولانى بى اعتمادى ها، شعارهاى آقاى دكتر احمدى نژاد، دل هاى مردم را به احياى گفتمان سال هاى اول حيات انقلاب اسلامى پيوند داد و خاطره خوش حيات صيانت از ارزش هاى انقلابى آن دوره اول را در دل ها زنده كرد. از اين رو بارقه اميدى كه بر انديشه هاى نگران جامعه تابيد و مردم با شور و شوق زايدالوصف در سفرهاى استانى اين دولت نشان دادند كه نسبت به شعارها و عملكردهاى رئيس جمهور منتخب مردمى مجدداً اميدوار شده اند كه اين اميدوارى همچنان ادامه دارد و..

* به نظر شما بعد از سه سال تلاش براى تثبيت نتيجه خون شهدا چه اتفاقى افتاده كه معماران (سران دول گذشته) اين بناى ۳۰ ساله از گذاشته شدن آخرين آجرها توسط معمارى رجايى گونه ناخرسند هستند

طبيعى است كه اگر دولت بخواهد فاصله طبقاتى مجدد سربرآورده پيشين را ريشه كن كند، عده اى كه منافعشان در خطر مى افتد بيكار نخواهند نشست. يادمان باشد. جامعه در راه اجراى عدالت اجتماعى اين همه شهيد داده است. مسئولان ارشد حق ندارند در دفاع از حقوق عامه كوتاه بيايند و اكثريت جامعه را فداى خواص بكنند. پس اگر بايد به وظيفه الهى عمل كنند، مهمترين عامل موفقيت در اين راه برداشتن موانع يا مبارزه بى امان با مفاسد اقتصادى است تا با رفع تبعيض و كم كردن فاصله طبقاتى، جامعه احساس امنيت و آرامش كند.

ضمناً به شما اطمينان مى دهم كه در انتخابات آينده رياست جمهورى نيز ملت هوشيار است و دريافته است كه مديريت در جمهورى اسلامى به چند ويژگى ممتاز مانند: دين مدارى، اخلاص، داشتن روحيه مردمى و ساده زيستى، نقدپذيرى، استقامت، توانمندى و شهامت و به تعبير جامع «جاذبه و دافعه» نياز دارد كه هر كس اين جامعيت را ندارد.


پایگاه مقام معظم رهبری

 

 

 

 

 

سایت ریاست جمهوری 

 

 

 

 

مرکز بررسی های استراتژیک ریاست ریاست جمهوری

 

 

 

 

  

خبرگزاری رجا 

 

 

 

  

روایت کارون 

 

 

 

 

روایت شیراز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 بالای صفحه

نشر مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.