|
دشمن شناسی دولت نهم از نگاه رهبرمعظم انقلاب
1. البته عدالت دشمنانى دارد. همهى كسانى كه نانشان در بىعدالتى است، با عدالت دشمناند.
2. همهى كسانى كه با قلدرى و زورگويى - چه در صحنهى ملى، چه در صحنهى بينالمللى - تغذيه مىشوند، با عدالت مخالفند.
3. بعضى مىخواهند با عنوان تندروى، عدالت را متهم و محكوم كنند. عدالت، تندروى نيست؛
4. عدالت را نبايد تندروى و مخالفت با شيوههاى علمى دانست.
12/5/1384 بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى دكتر محمود احمدىنژاد
5. اين نكته را هم در باب عدالت عرض كنيم كه بعضىها مىگويند عدالت يعنى توزيع فقر. نخير، كسانىكه بحث عدالت را مىكنند، بههيچوجه منظورشان توزيع فقر نيست؛ بلكه توزيع عادلانهى امكانات موجود است. آنهايى كه مىگويند عدالت توزيع فقر است، مغزا و روح حرفشان اين است كه دنبال عدالت نرويد؛ دنبال توليد ثروت برويد تا آنچه تقسيم مىشود، ثروت باشد. دنبال توليد ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت، همان چيزى مىشود كه امروز در كشورهاى سرمايهدارى مشاهده مىكنيم.
6. دولت اسلامى دو دسته دشمن دارد؛ يك دسته دشمنان شناخته شده هستند. همهى سلطهگران و ديكتاتورهاى دنيا به دلايل واضح دشمن دولت اسلامىاند؛ دستهى دوم دشمنان درونىاند.
7. ضمناً اين هم كه بگويند شما متحجريد و طالبانى عمل مىكنيد، به اين حرفها خيلى گوشتان بدهكار نباشد؛ از اين حرفها هميشه هست و گفتهاند و مىگويند. ما با هر حركت و گرايشى از نوع طالبان، در اصل و بنياد مخالفيم. آنها اصلاً مخالف عقلند؛ آنها متحجر بودند. اتفاقاً كسانى كه در مقابل جناح متعبد و پايبند ايستادند، به يك معنا بيشتر به تحجر و به طالبانيسم نزديكترند؛ چون آنها هم نسبت به آموختهها و درسهاى غربى تحجر دارند. هرچه غربىها گفتند، همان را صددرصد بايد اجرا كرد؛ اين تحجر نيست؟ تحجر همين است. تازه حرفهاى جديد غربىها را به گوش ما نمىرسانند؛ حرفهاى قرن نوزدهمى، حرفهاى كهنه شده و حرفهاى منسوخ را مىآورند در جامعه مطرح مىكنند؛ چه در سياست، چه در اخلاق، چه در گرايش دينى، چه در شكل حكومت و چه در اقتصاد، متحجرانه و متعصبانه مىايستند؛ اينكه بيشتر طالبانيسم است.
8/6/1384 بيانات در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران
8. هيچ دولتى و هيچ كسى هم نيست كه ما بتوانيم بگوييم از همه جهت كامل است؛ بالاخره هر كسى ممكن است در بخشى از كارش ضعفى وجود داشته باشد. دولتهاى گذشته هم داشتند، اين دولت هم مستثنا نيست. نبايد ضعفها را عمده كرد؛ نبايد نقضها را بر كمالها ترجيح داد. اينطور نباشد كه بعضى به خاطر توقعات زياد، و بعضى به خاطر برخى كدورتهايى كه ممكن است وجود داشته باشد، از چند طرف دولت را تضعيف كنند.
29/6/1384 بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمهى شعبان
9. اين دولت شعارهاى صريحِ روشنى هم در دلبستگى به مبانى انقلاب دارد، مخالفان بیشتری دارند؛ هم مخالفان بيرونى، هم مخالفان داخلى. جوّسازى مىكنند، شايعهپراكنى مىكنند، منفىبافى مىكنند، دروغ پخش مىكنند، احياناً در صحنهى عمل و در كارهاى ميدانى كارشكنى مىكنند.
17/7/1384 بيانات در ديدار اعضاى هيأت دولت
10.الان كه زمان كوتاهى از تشكيل اين دولت گذشته است - حالا دو ماه يا دو ماه و نيم - انسان مىبيند بعضىها كه در قبال برخى از مسائل، پنج سال و ده سال صبر كردند و چيزى نگفتند، حالا در اين دو، سه ماه بىصبرى مىكنند؛ پا به زمين مىزنند كه چرا فلان كار نشد!؟ چرا فلان كار چنين شد!؟
11.ليكن اين هم كه ما دولتى را كه اول كارش هست و هنوز از تشكيل آن، دو، سه ماه بيش نگذشته است، به پاى ميز مطالبه بكشيم و دايم از او مطالبه كنيم كه چرا فلان كار نشد، اين، بىانصافى است.
12.شعارهای این دولت معلوم است كه براى استكبار جهانى ناخوشايند است؛ لذا شايعهسازى مىكنند، شايعهپراكنى مىكنند، متأسفانه يك عده هم همين شايعات را در داخل تكرار مىكنند.
13. انسان شايعات مضحكى را دربارهى دولت مىشنود كه مثل اين شايعات را در زمان انتخابات هم مىگفتند كه: بنا دارند اينها خيابانها را ديواركشى كنند!! و چه بكنند. حالا هم از همينجور حرفها را شايعه مىكنند و مىخواهند ذهن مردم را خراب كنند؛ مردم را دلسرد كنند. اين شايعهپراكنىها مُضر است. مردم هم بايد اعتماد كنند،
13/10/1384 در ديدار شوراىعالى انقلاب فرهنگى
14.در طول زمان، براى پاك كردن جاى پاى امام و خط امام خيلى تلاش كردند.
18/11/1384 در ديدار پرسنل نيروى هوايى
15. اينها مىخواهند خط خدمترسانى متوقف شود. مصلحت آنها در ايجاد ناامنى است و انگيزههاى ايجاد ناامنى، فراوان است. شما گزارشهايى داريد و ما هم گزارشهاى متعدد و فراوانى داريم، كه مىخواهند از طرق مختلف ناامنى ايجاد كنند. مصلحت آنها در سرگرم كردن دولت به كشمكشها و لفاظىهاى سياسى و خط و جناحى است؛ مصلحت آنها در نوميد كردن مردم است؛ در گرفتن ايمان مردم به صحت شعارها و صحت اين راه است؛ در بىنشاط كردن مردم است.
8/12/1384 در ديدار استانداران سراسر كشور
16.من ميشنوم و مىبينم تبليغاتى را كه از اطراف - عمدتاً هم از مخالفان خارج از كشور و مخالفان اصل نظام - عليه جهتگيريهاى كنونى وجود دارد، اين جلو چشم ماست؛ ما همهى اين خبرها را مىبينيم، ميشنويم و مىفهميم كه آماج اين تبليغات، چه كسانى هستند و ذهن چه كسانى را ميخواهند از واقعيتها منحرف كنند.
9/6/1385 در ديدار خبرگان منتخب ملت
17.اينكه افرادى بيايند و سعيشان اين باشد كه دولت را ناكارآمد جلوه بدهند، اين خدمت به كشور نيست. اگر عقيدهشان هم اين است، اين عقيده را بايست به يك نحوى به گوش خود مسئولان دولتى يا مسئولانى كه ميتوانند اثرگذار باشند، برسانند؛ اما تبليغِ ناكارآمدى دولت را در بين مردم كردن، آن هم غيرمنصفانه، صحيح نيست. اگر واقعيت هم ميداشت، نبايد به شكل تبليغاتى و داد زدنِ بر سر كوچه و بازار ظاهر ميشد؛ چه برسد به آنجايى كه واقعيت هم ندارد و غيرمنصفانه است.
18.دولت با جديت و تلاش خوب، كارِ پرحجم و متكى به محاسبه انجام ميدهد،
19.انتقادهاى غيرمنصفانه نشود.
18/7/1385 در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى
20.يك نكتهى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اينگونه تصور ميشود كه عقبهى كارشناسى دولت نهم، عقبهى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبهاى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مىبينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اينگونه اظهارات و شايعهپراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مىبينيم نه، بىتأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبهى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اينطور نيست.
21.. يا مثلاً در اظهارات شما بود كه: تغييراتى كه در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنهى اجرايى، تغيير ايجاد ميشود! اينگونه نيست. خوب، دولتهاى متعدد و پىدرپىاى با من سروكار داشتهاند و من با آنها كار كردهام؛ نوع كارشان، نوع تحركشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديدهام؛ اين ايرادى كه تقريباً يكى از سرلوحههاى مخالفان - حالا مخالفان مذاقى، سياسى و هر چه هست - با اين دولت هست و مطرح ميكنند، من به هيچوجه تأييد نميكنم؛ اينطورى نيست. البته تغيير و تبديلهايى در همهى دولتها شده است؛ در بعضى دولتها بيشتر و در بعضى كمتر. و اين دولت نهم، جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميقتر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامهاى و اينها را خيلى ترتيب اثر ندهيد.
25/7/1385 در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى
22.چندى پيش رئيس جمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويى مىكنند، بددهنى مىكنند، لجنپراكنى مىكنند؛ و بعضى از مطبوعات اعتراض كردند. من معمولاً مطبوعات را مىبينم؛ من حق را به رئيس جمهور دادم. من معتقدم - نمىگويم همهى مطبوعات - بعضى از مطبوعات نه اينكه انتقاد مىكنند - انتقاد ايرادى ندارد - بىانصافى مىكنند؛ از روشهاى تبليغاتى و رايج دنيا استفاده مىكند تا آن كارى را كه در دولت به نفع مردم انجام گرفته، زير سؤال ببرند يا ناديده بينگارند، و اگر عيبى هست - ولو كوچك هم باشد - آن عيب را بزرگ كنند. اين را انسان در بسيارى از مطبوعات مىبيند. ايرادى ندارد. اين هست، اما ملت ما آگاه و هوشيارند.
23.آزادى بيان، نشانهاش همين مطبوعاتى است كه عليه دولت، عليه نظام و عليه سياستهاى كلى، آزادانه هر چه مىخواهند مىنويسند؛ كسى هم متعرض آنها نمىشود. البته مردم هم به اينها خيلى اعتنايى نمىكنند. اين، فضل الهى است.
21/8/1385 در ديدار مردم گرمسار
24.امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بىاعتماد كند، به دشمن كمك كرده. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزهى دشمن با ملت ايران است.
1/1/1386 در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى
25.شايد بعضيها - حتّى بعضى مخلصين انقلاب، نه بيگانهها و بددلها؛ حتّى نزديكان - در طول بعضى از سالهاى گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاى اصلى انقلاب؛ سربلندى اسلام، مسئلهى عدالت، مسئلهى مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براى رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است! بعضى البته جسارت و گستاخى كردند و همينها را نوشتند و گفتند! اشتباه ميكردند، معلوم بود؛ ميدانستيم اشتباه ميكنند. اما اين گستاخى، دلها را خراش ميداد.
26.بعضى از اقدامها را اگر بكنيد، ميگويند چرا كرديد، به اين دلائل غلط بود؛ اگر همان اقدام را نكنيد، ميگويند چرا نكرديد، به اين دلائل خطا بود! دليل ميشمرند؛ باب تحليل هم كه واسع است؛ هرچه دلشان ميخواهد، ميگويند! آنها اهميتى ندارند. حق، خودش را نشان خواهد داد.
9/4/1386 در ديدار رئيسجمهور، مسئولان و كارگزاران نظام
27.ميگويند: چرا جلب دشمنى آمريكا را ميكنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندى ميكند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمنى آمريكائىها را جلب ميكند. نه آقا! دشمنى آمريكائىها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است.
28.يك نمونه از ايجاد يأس كه من اين را لازم است عرض كنم - يعنى انصاف اقتضاء ميكند كه انسان اينها را بگويد - اشكالتراشىهاى غير منطقى است. امروز شما ملاحظه كنيد؛ متأسفانه راجع به اغلب تصميمات دستگاه ادارهى كشور از سوى يك عده مخالفخوان اشكالتراشى ميشود؛ اشكالتراشىهاى غير منطقى. اگر تصميم اقتصادى است، اگر تصميم سياسى است، اگر تصميم در حوزهى مسائل هنرى و فرهنگى است، اگر تصميم در حوزهى مسائل بينالمللى است، به خصوص نسبت به دولت - حالا نسبت به رهبرى يك مقدار رودربايستىاى هست و يك چيزهائى را ملاحظه ميكنند - آزاد، راحت و با اهانت مطالبى ميگويند. اين كارها زشت است.
29.يك گوشهاى از اين را ميگيرند، تبديلش ميكنند به نقطهى ضعف و ايراد گرفتن. چرا در اين سفر صد تا مصوبه داشتيد؛ در حالى كه پنجاه تايش بيشتر قابل عمل نيست؟ خيلى خوب، حالا پنجاه تايش عمل بشود؛ اين بهتر از هيچى نيست؟ اينها ايجاد يأس است. ايرادتراشىهاى بيخود: چرا به فلان سفر رفتيد؟ چرا به فلان سفر نرفتيد؟ اينها اشكالتراشىهائى است كه يأسآفرين است. عرض كردم؛ اغلب كسانى هم كه اين كار ميكنند، توجه ندارند به دنبالهى كارشان.
30.بالاخره هر دولتى ضعفى دارد. نه اينكه اين دولت ضعف ندارد؛ چرا، ضعف و خطا دارند؛ مثل بقيهى دولتها. بندهاى كه ميخواهم خطا بگيرم، مگر خودم خطا ندارم؟ خطاهاى ما الى ماشاءاللَّه؛ يكى دو تا كه نيست. انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كسانى هم كه خطاى طرف مقابل را مىبينند، بايد دلسوزى كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگرى كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست. اين خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانهها، هم به مسئولين، هم به كسانى كه منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى ديگر، در دانشگاهها. اين چيزى است كه بحث مصلحت كشور است؛ بايد مصلحت كشور را رعايت كرد. اين هم يكى از آن راههاى مقابلهى با اعتماد به نفس ملى است.
31.اين راه را هم غربىها بشدت در اين سالها دنبال كردند - مسئلهى هوچيگرى است؛ هوچيگرى مطبوعاتى. آدم خيال ميكند كه هو كردن افراد مال محدودههاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخير، در سطح بينالملل يكى از كارهائى كه بسيار رايج است، هوچيگرى است؛ هوچيگرى رسانهاى. امروز امكانات رسانهاى هم فراوان است.
13/10/1386 در ديدار دانشجويان دانشگاههاى استان يزد
32.دربارهى مسائل اقتصادى، من هم اولِ امسال و هم اولِ سال گذشته - هم به مسئولين، هم به مردم - تذكر دادم و گفتم: امروز دشمن چشمش به نقطهى حساس اقتصادى است تا بلكه بتوانند اين كشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال كنند. هرچه مىتوانند اختلال ايجاد كنند و هرچه هم نمىتوانند، در تبليغاتشان وانمود كنند كه اختلال هست! اين كارى است كه امروز در تبليغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شكلهاى مختلف انجام مىگيرد. راه مقابله هم انضباط مالى و صرفهجوئى و نگاه پرهيزگرانهى به مصرفگرائى است.
11/2/1387 در ديدار با مردم شيراز
33.بارها اين را گفتهايم: نظام جمهوری اسلامی با اعلام آرمان عدالتخواهی در سطح بينالملل، قهراً دشمنانی برای خود تدارك ديده. همهی كسانی كه در سطح تعاملات جهانی معتقد به سلطه و زورگوئی و تجاوزند، با شعار عدالتطلبی از سوی نظام جمهوری اسلامی معارضند، مخالفند، عصبانیاند؛ همچنانی كه با شعار استقلال ملی، دشمنانی در مقابل ما صفآرائی ميكنند. همهی انحصار طلبان، همهی جهانخواران، همهی آنهائی كه دستشان بناحق و ناروا در سفرهی منابع مادی اين كشور دراز بوده و چپاول ميكردند، وقتی كه اين كشور و اين ملت اعلام استقلال و نفوذ ايادی بيگانگان را قطع ميكند، طبيعتا صفآرائی ميكنند. نبايد تصور كرد دشمنی دشمنان به خاطر اين است كه فلان موضعگيری را دولت جمهوری اسلامی يا فلان مسئول كشور انجام داده. مسئله، مسئلهی اصل نظام و ساخت نظام است؛ مسئله، مسئلهی شعارهای اصولی نظام و امام است.
14/2/1387 در ديدار بسيجيان استان فارس
34.اگر كسى ايراد و انتقادى هم دارد، نبايد آن را جورى مطرح كند كه اين مديرى كه در تلاش هست براى اينكه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند. اختلافات غالباً از هوسهاى نفسانى بر ميخيزد. اگر كسى بگويد اين عمل من كه اختلافانگيز بود، تفرقهانگيز بود، براى خداست، اين را باور نكنيد. تفرقهى بين مؤمنين كارِ خدائى نيست، براى هدفِ خدائى انجام نميگيرد؛ كار شيطانى است؛ كار شيطانى است. ايجاد بغضاء و كينه بين مؤمنين، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدائى نيست.
4/4/1387 ديدار جمعى از مداحان و ستايشگران اهلبيت (عليهمالسّلام)
35.. اين كه دشمنان بخواهند از يك كلمه حرفى استفاده كنند و القاء اختلاف و شكاف بكنند، يك تلاش ابلهانه است از سوى دشمن.
26/4/1387 ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت على (عليهالسّلام)
36.انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب ميكنند، ولى اسمش را ميگذارند انتقاد.
37.آدم متأسفانه مىبيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها.
38.ما امروز در مقابلهى با استكبار، در سياست خارجى زبانمان زبانِ طلبگارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است؛ آن وقت بعضى بيايند همين را به عنوان نقطهى ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كارى كردهايد كه فلان دولتها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نمىآيد. فلان دولتها آن وقتى خوششان مىآيد كه انسان تملق آنها را بگويد و حرفهاى آنها را به عنوان حرفهاى برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرفهاى خودش و حرفهاى انقلاب عقبنشينى كند؛ آن وقت آنها خيلى خوششان مىآيد! انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند.
39.. الان شما اگر رسانههاى دنيا و حرفهاى محافل خبرى دنيا و محافل سياسى دنيا را نگاه كنيد، مىبينيد همهشان - واقعاً مثل جنگ احزاب - دست به دست هم دادهاند و دارند فشار مىآورند كه اين دولت را بكوبند. هدف واقعيشان هم اين دولت - يعنى آقاى احمدىنژاد و شماها - نيست؛ البته آماج اين دعواها شمائيد؛ اما هدف واقعى، انقلاب است؛ هدف واقعى، نظام است. شماها هم چون حرف نظام را ميزنيد، طبعاً آماج اين تهاجمها قرار ميگيريد؛
2/6/1387 ديدار رئيسجمهوری و اعضاى هيئت دولت
40.فضاى تبليغاتى كشور، فضاى مطبوعاتى كشور، فضاى تبليغات سياسى كشور به هيچ وجه فضاى خرسندكنندهاى نيست.
41.فضاى تبليغاتى كشور، فضاى مطبوعاتى كشور، فضاى تبليغات سياسى كشور به هيچ وجه فضاى خرسندكنندهاى نيست. ما بايستى از اسلام براى عمل خودمان، براى رفتارهاى خودمان، براى موضعگيرىهاى خودمان درس بگيريم و بدانيم بقاى نظام اسلامى، بركات الهى، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است كه ما پايبند و مقيد باشيم. خدا كه با ما قوم و خويشى ندارد.
42. رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها بهآسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا ميكنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة»؛(7) بله اينجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد؛ بر اثر رفتار يك عدهاى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم ميكنند. بايد مراقب اين چيزها بود.
17/9/1387 در ديدار آقای رافائل كرهآ رئيس جمهوری اكوادور و هيأت همراه
|